كيفيت زندگي و الزامات عصر ديجيتال در ایران(3)
(4137 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(535 بار خوانده شده است)
[1]عنوان مقاله: كيفيت زندگي و الزامات عصر ديجيتال در ایران(3)
تاريخ افزودن: 08/12/1384
الف – مطالعه كيفيت زندگي در محله شارلوت اين مطالعات از سال 1993 آغاز شده و هرساله انجام مي گيرد. در سال 2000 حدود 173 محله در درون شهر بررسي شد كه تقريبا" همه شهر را در بر مي گيرد. كيفيت زندگي در اين محله ها برحسب شرايط اجتماعي ، اقتصادي و فيزيكي مورد ارزيابي قرار گرفته و درهريك از ابعاد بررسي ميشود كه آيا محله مورد نظر در وضع با ثبات قرار دارد و يا در خطر و يا شكننده و آسيب پذير. براساس نتايج به دست آمده براي ايجاد تحول برنامه ريزي مي شود.
ب – شاخص كيفيت زندگي در انتاريوي كانادا در اين شاخص مهم ترين عوامل اثرگذار بر بهداشت و نيكبودي و كيفيت زندگي ساكنان به شرح زير تعريف شده اند : تعديل اقتصادي و بيكاري سطح بالا- كاهش بودجه دولت در برنامه هاي اجتماعي- انتقال مسئوليت ها به سطح استان و شهرداري- كاهش نقش حكومت هاي محلي در توسعه اقتصادي و اجتماعي- فقر روزافزون به ويژه در خانواده هاي جوان در چنين شرايطي ، از شاخص كيفيت زندگي به عنوان استراتژي توسعه محلي و ابزاري براي بررسي مستمر شرايط زندگي و كار ساكنان انتاريو استفاده مي شود. در اين شاخص كيفيت زندگي ، محصول تعامل ميان شرايط اجتماعي ، بهداشتي ، اقتصادي و زيست محيطي تعريف شده كه بر توسعه انساني و اجتماعي اثر مي گذارد. در اينجا نيز اين شاخص ابزاري تلقي مي شود درخدمت توسعه محلي و سنجش مستمر وضعيت هريك از مولفه هاي مهمي كه در اين شاخص آمده است. از يافته هاي اين شاخص براي اظهار نظر مستمر پيرامون مباحث كليدي استفاده مي شود و گفتماني عمومي به راه مي افتد با اين هدف كه براي بهبود اوضاع در مورد مولفه هاي مورد نظر راه حل هايي به دست آيد.
مهم ترين مولفه هاي اين شاخص عبارتند از :
1- اجتماعي : كودكان تحت پوشش انجمن حمايت از كودكان ، دريافت كنندگان كمك هاي رفاهي و اجتماعي ، فهرست هاي انتظار متقاضيان مسكن دولتي.
2- بهداشتي : نوزادان داراي وزن كم هنگام تولد ، كهنسالان درانتظار نوبت براي دريافت مراقبت هاي درازمدت ، موارد جديد سرطان .
3- اقتصادي : شمار بيكاران ، شاغلان و ورشكسته ها .
4- زيست محيطي : تعداد ساعاتي كه كيفيت هوا مناسب نيست ، پس مانده هاي آلاينده محيط زيست ، ميزان زباله انتقال يافته به جعبه هاي آبي .
آخرين گزارش كه در ژوييه 2002 انتشار يافت ، يك دوره 10 ساله از 1990 تا 2000 را بررسي كرده است. اين گزارش هفتمين گزارشي است كه وضعيت انتاريو را برحسب اين شاخص مطالعه مي كند. اين پروژه توسط شوراي توسعه اجتماعي انتاريو (Ontario Social Development Council : OSDC) و شبكه برنامه ريزي اجتماعي انتاريو (Social Planning Network : SPNO) اجرا مي شود .
د – شاخص كيفيت زندگي : شهر رد وود (Redwood) در كاليفرنياي آمريكا در گزارش 1999-2000 اين شاخص، ده هدف براي اجراي اين طرح از زبان شهروندان بيان شده است، از جمله:
1- رهبران جامعه محلي در همه سطوح معرف تنوع قومي و جنسيتي ما باشند.
2- حمايت و هواخواهي از رفاه يكديگر (بزرگسالان ، كهنسالان و كودكان)
3- اصرار بر تامين آموزش با كيفيت عالي براي كودكان مان.
4- توانمندسازي جوانان از لحاظ آموزشي و فيزيكي در محيط هايي كه علايق ، توانايي ها و خلاقيت آنان را پرورش دهد.
5- شهروندان درباره محله خود احساس غرور كنند به خاطر تميز بودن ، امن بودن و جذابيت.
6- جامعه محلي به نيازهاي مسكن ساكنان توجه كند.
7- تشويق مشاركت فعال ساكنان ، كسب و كارها و جامعه محلي در كل
8- تضمين شكوفايي اقتصادي توسط انواع كسب و كارها كه باعث شود مركز شهر پرشور و فعال شود وتكنولوژي خلاق و روحيه كارآفريني را تشويق كند.
9- تضمين هوا ، خاك و آب تميز و فارغ از مواد سمي و استفاده پايدار از منابع طبيعي براي نسل حاضر و نسل هاي آينده.
10- دسترسي به همه نواحي و نقاط شهر از طريق نظام حمل و نقلي كه پر تنوع و ايمن باشد.
هـ – تجربه انگلستان در سال 1992 در اجلاس ريو كه با نام (اجلاس زمين) و با حضور 180 كشور برگزار شد ، شركت كنندگان دستوركاري را تحت عنوان "Agenda 21" امضاء كردند كه همه كشورها را موظف مي كرد كه براي توسعه پايدار در سطح محلي استراتژي تدوين كنند. انگلستان در سال 1994 اين استراتژي را تحت عنوان "رهيافت دولت درباره توسعه پايدار : كيفيت بهتر زندگي تدوين كرده است كه شرح كامل آن در 10 فصل تحت همين عنوان انتشار يافته است. در اين گزارش آمده است كه در "قلب توسعه پايدار ،اين ايده ساده وجود دارد كه هدف توسعه پايدار چيزي نيست مگر تضمين كيفيت بهتر زندگي براي هريك از افراد جامعه و براي نسل حاضر و نسل هاي بعدي. تامين نيازهاي نسل حاضر بدون از بين بردن توانايي نسل هاي آينده در تامين نيازهاي خود ، ايده سادهاي است ولي تحقق آن بسيار دشوار است . استراتژي انگلستان براي توسعه پايدار 4 هدف زير را دنبال مي كند : پيشرفت اجتماعي كه نيازهاي هركسي را در نظر گيرد. حفظ موثر محيط زيست.
استفاده محتاطانه از منابع طبيعي رشد اقتصادي و اشتغال بالا و با ثبات و حفظ سطح آن براي انگلستان ، اولويت هاي آينده عبارتند از : سرمايه گذاري بيشتر روي مردم (عامل انساني) و تجهيزات جهت دستيابي به اقتصاد رقابت پذير. كاهش سطح محروميت اجتماعي ترويج نظام حمل ونقلي كه حق انتخاب ارائه دهد و آسيب زيست محيطي را به حداقل برساند و ترافيك را روان سازد. بهبود وضعيت شهرهاي بزرگتر و تبديل آنها به مكان هاي بهتري براي كار و زندگي . هدايت توسعه و اشاعه كاربست هاي كشاورزي كه ييلاق ها و حيات وحش را حفظ و بهبود بخشد. بهبود كارآيي انرژي و مديريت پس مانده ها و زباله ها همكاري با ديگران در دستيابي به توسعه پايدار در سطح بين الملل. سياست دولت 10 اصل راهنماي زير را مورد توجه قرار مي دهد : مردم اولويت اصلي هستند. اتخاذ ديدگاه درازمدت- توجه به هزينه و منفعت- ايجاد يك نظام اقتصادي حمايت گر و باز- مبارزه با فقر و محروميت اجتماعي- احترام به محدوديت هاي زيست محيطي- اصل احتياط پيش گيرانه- استفاده از دانش علمي شفافيت ، اطلاعات ، مشاركت و دسترسي به عدالت- واداشتن آلاينده به پرداخت هزينه آلودگي .
براي سنجش پيشرفت ، سيستمي از مولفه ها تدوين شده كه تحت 14 عنوان طبقه بندي شده اند كه به شرح زير مي باشد :
1- بازده كلي اقتصاد (GDP) تداوم رشد اقتصادي را تضمين مي كند . بدون رشد اقتصادي توسعه پايدار عملي نيست و فرصت هاي لازم براي بهبود كيفيت زندگي فراهم نمي شود و ارائه خدمات بهداشتي و درماني بهتر و آموزش و پرورش و مسكن و مبارزه با محروميت اجتماعي و احياي شهرها و نواحي روستايي و حفظ محيط زيست ميسر نخواهد بود.
2- سرمايه گذاري در كارخانه هاي مدرن و كسب و كار و تحقيق و توسعه و با كيفيت خوب و نيز سرمايه گذاري روي دارايي هاي اجتماعي از جمله راه آهن ، اتوبوس ، بيمارستان ، مدرسه ، آب و فاضلاب و دارايي هاي خصوصي .
3- اشتغال : فراهم آوردن فرصت شغلي براي بيكاران و افرادي كه در سن اشتغال هستند ، جهت مبارزه با محروميت اجتماعي و شكوفايي مهارت ها و رقابت پذيري.
4- كيفيت هايي كه نظام آموزش رسمي در سن 19 سالگي در افراد ايجاد مي كند.
5- اميد به زندگي و سال هايي كه انتظار مي رود فرد زندگي سالمي داشته باشد .
6- مسكن : شمار خانه هايي كه براي زندگي مناسب نيستند.
7- ميزان جرم و جنايت
8- ميزان تصاعد گازهايي كه باعث گرم شدن هواي كره زمين مي شود.
9- آلودگي هوا : تعداد روزهايي كه آلودگي هوا در حد متوسط يا بالاست .
10- ترافيك جاده ها
11- رودخانه هاي داراي كيفيت خوب
12- تعداد پرندگان وحشي
13- تعداد خانه هاي جديدي كه در زمين هاي ساخته شده قبلي ايجاد مي شوند .
14- افزايش توليد زباله و پس مانده و مديريت آن . براي هريك از اين مولفه ها گزارش جداگانهاي تهيه مي شود و گزارش كلي از كل وضعيت نيز ارائه خواهد شد. از طريق اين پروژه است كه كيفيت بهتر زندگي كانون توجه ملي قرار مي گيرد و باعث مي شود در سطوح مختلف محلي و ناحيه أي اقداماتي صورت گيرد. براي تمام مقامات محلي هدف هايي تعريف شده و از آنها خواسته شده ، در اين چارچوب هريك برنامه مشابهي براي خود تهيه كنند ، در ضمن در گزارش آمده است كه دولت به تنهايي قادر نيست اين برنامه را اجرا كند و نياز دارد به همكاري كسب و كار ، مقامات محلي و گروه هاي داوطلب و در واقع از همگان درخواست كمك كرده است و از تك تك مردم خواسته است در اين راه سهمي را بردوش گيرند. گزارش اذعان دارد كه در سطح بين المللي ، با اين فرض كه يك چهارم مردم جهان مجبورند با درآمدي كمتر از روزي یک دلار زندگي كنند و يك پنجم ديگر به مراقبت هاي بهداشتي دسترسي ندارند و بارسيدن جمعيت جهان به 9 ميليارد نفر تا سال 2050 ، چالش هاي عظيم تري در پيش است و براي رويارويي با اين چالش ها چاره أي نيست جز همكاري بين المللي در تحقق هدفهاي توسعه پايدار در سطح جهان . جمع بندي با نگاهي به اين تجربه ها نكات زير قابل بررسي است : از شاخص كيفيت زندگي 4 مورد اول براي بهبود كيفيت زندگي مردم در سطح محلي استفاده شده است و اين موارد همگي در جمع آوري داده هاي مورد نياز از داده هاي اوليه (soft data) يعني نظر خواهي از مردم استفاده كرده اند.
شكي نيست كه اين داده ها با داده هاي ثانويه يعني آمار و ارقام موجود (hard data) حمايت خواهد شد . درمورد تجربه انگلستان ، از آنجا كه بحث كيفيت زندگي در چارچوب مبحث توسعه پايدار و در پاسخ به دستوركار 21 اجلاس ريو دنبال مي شود ، اين كار ابعاد ملي دارد ولي سعي شده است كه انتقال كار به سطوح محلي نيز تضمين شود. در اين طرح كه نمونه خوبي است از پروژه ملي بهبود كيفيت زندگي ، از داده هاي ثانويه و نظرخواهي هر دو استفاده مي شود. بدين ترتيب به نظر مي رسد كه سنجش كيفيت زندگي با هدف ايجاد تحول و بهبود وضع موجود جز از طريق تركيب داده هاي عيني و ثانويه و نظرخواهي از مردم از اعتبار كافي برخوردار نخواهدشد. در همه اين تجربه ها كيفيت زندگي امري چندوجهي تعريف شده است . رهيافت هاي اميد بخش در دو دهه اخير رهيافت هايي شكل گرفته است كه هواخواهان پرقدرت زيادي را به خود جلب كرده است كه در سطح جهاني پرانرژي و مصمم به پيش مي رانند و با استفاده از هر وسيله اي از جمله اينترنت ، شبكه هاي پرقدرتي از گروه هاي فشار را تشكيل داده اند كه مي توان اميد داشت ، كه نهادهاي مهم از جمله IMF، WTO، بانك جهاني، اجلاس سران و نيز فرآيندهاي مهم تصميم سازي و سياست گذاري جهان را در جهت منافع عمومي جامعه بشري هدايت كنند. مهم ترين اين حركت ها به اين شرح است : رهيافت اقتصاد نوين، اين رهيافت در چارچوب الزامات عصر ديجيتال سعي دارد، مفاهيم، اصول و قاعده بازي اقتصاد را از نو و در چارچوب ملاحظات زيست بومي، اكولوژيكي و انساني- اجتماعي تعريف كند. رهيافت اقتصاد زيست بومي ( Eco-Economics و Bio-Economics ) راه اندازي موسسات كارگزاري بورس سبز و اخلاقي كه در آن سهام شركت هايي عرضه ميشود كه در زمينه هاي اخلاقي و زيست محيطي كارنامه درخشاني دارند و نيز پيدايش موسساتي كه سعي دارند عملكرد حكومت ها را با توجه به معيارهاي اجتماعي و زيست محيطي و حقوق بشر و دموكراسي و كيفيت زندگي ارزيابي كنند و نتايج اين ارزيابي را در معرض داوري افكار عمومي ملي و جهاني قرار دهند. رواج برچسب هاي زيستبومي بركالاهاي مصرفي مانند Blue Angel در آلمان و Green Seal در آمريكا كه معرف توليد كالاهايي است كه در آن ملاحظات زيست بومي رعايت شده است و يا استانداردهاي جديدتر اجتماعي مانند CEP SA8000 كه استاندارد نيروي كار است . جنبش هايي كه وظيفه خود را آگاه سازي مردم درباره خلاف كاري هاي شركت هاي بزرگ در زمينه كار كودكان ، دستمزدهاي استثماري ، دفن پسمانده هاي اتمي در اعماق اقيانوس ، آلودگي جو ، و امثال آن تعريف كرده اند. طرفداران استراتژي هاي برد – برد در اقتصاد ، تجارت و سياست كه سعي دارند نسبت به منافع نسل هاي آينده و الزامات توسعه پايدار حساسيت ايجاد كنند. گروه هاي فشاري كه خواهان اصلاح معماري مالي جهان از طريق انقلاب حسابداري و تعيين متغيرهاي محاسبه ماليات بردرآمد هستند و مي گويند حسابرسي اجتماعي ، اخلاقي و زيست محيطي بايد اشاعه يابد ، اينان سعي دارند با هدف ازبين بردن نابرابري هاي موجود و جلب توجه سياست گذاران به نيازهاي 2 ميليارد نفر انساني كه در جهان زير خط فقر به سر مي برند و حفظ محيط زيست، نحوه محاسبه حساب هاي ملي و شركتي و نيز محاسبات ماليات بردرآمد را متحول سازند و متغيرهاي ديگري را جايگزين كنند.
انفجار تشكل هاي مردمي در چارچوب NGO ها و گروه هاي مدني (CSO ها) در سرتاسر جهان كه بسياري از آنان شبكه هاي بين المللي تشكيل داده و سخت مي كوشند مردم را در تعيين سرنوشت خود مشاركت دهند و رهبران و سازمان ها و نهادهاي بين المللي را وا دارند فلسفه ها و سياست ها و مكانيسم هاي خود را در جهت تامين منافع عمومي جامعه بشري اصلاح كنند. حساسيت جهاني به بحث كيفيت زندگي و استفاده از آن در برنامه ريزي توسعه ملي و محلي. روي آوردن مردم در كشورهاي پيشرفته به الگوهاي جديد زندگي كه بيشتر مبتني است بر وقت آزاد بيشتر ، درآمد كمتر ، زندگي در مناطق روستايي آرام تر و ارزان تري كه آهنگ زندگي در آن كندتر است و روي آوردن به محله هايي كه در آن روابط افراد با هم گرم و صميمانه و نزديك و غم خوارانه است ، و مردم از محصولات سبز استفاده مي كنند. و در واقع قيامي است برعليه الگوي مسلط موجود. درآمريكا اين افراد كه شمارشان به سرعت در حال افزايش است ، 28 درصد از شهرونــدان آمريكايي را در بر مي گيــرند. Henderson , 1999) ) از طريق حركت هايي در اين سطح است كه مردم همه جا از جمله ايران به حقوق خود آگاه مي شوند، به ويژه حقوقي كه در عصر ديجيتال براي ايرانيان، بيشتر مطرح است از جمله: حق همگامي با پيشرفت هاي علمي- تكنولوژيكي جهان حق دانستن كه الزام شفافيت را به همراه مي آورد. حق برقراري ارتباط با كساني كه فرد نياز دارد در سطح محلي، ملي، و بين المللي با آن ها ارتباط برقرار كند.
حق برخورداري از حكومت پاسخگو، نهادها و سازمان هاي پاسخگو و رهبران و مديران پاسخگو در برابر مردم حق اظهار نظر و مشاركت در فرايندهاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي حق توسعه و برخورداري از مواهب توسعه پايدار و توسعه انساني و پيشرفت مستمر حق داشتن نظام حاكميتي كه به تنوع فرهنگي و تنوع زيستي جامعه حساس باشد و آن ها را سرمايه تلقي كند. حق برخورداري از نظام حاكميتي كه به نسل هاي آينده توجه داشته و منابع طبيعي جامعه را به گونه اي اداره كند كه حق اين نسل ها ضايع نشود. حق برخورداري از نظام حاكميتي كه حساسيت زيست محيطي به ويژه در سياست گذاري اقتصادي داشته باشد و اين حساسيت جدي باشد نه شعاري حق برخورداري از نظام مديريت كلان جامعه كه مديران آن از شايستگي هاي حرفه اي لازم براي تضمين كيفيت بهتر همه چيز و در همه ابعاد زندگي، برخوردار باشند و بتوانند شكاف هاي موجود ايران را با جهان پيشرفته هرچه سريعتر پر كنند. حق برخورداري از مواهب دموكراسي حق برخورداري از مواهب علوم و تكنولوژي هاي نوين به ويژه تكنولوژي هاي ديجيتال و سرانجام حق برخورداري از زندگي خوب و بهبود مستمر كيفيت زندگي كيفيت زندگي و الزامات عصر ديجيتال در ايران در جهاني كه مهم ترين مسئله مردمان كشورهاي پيشرفته آن، امنيت و ايمني فيزيكي است و تروريسم كه معلول عملكرد نادرست سياست هاي كلان دولت هاي بي خرد اين كشورهاست، به دغدغه اصلي مردم و دولت تبديل شده است، براي ايران شايد كيفيت زندگي مردم در گرو داشتن رابطه اي خردمندانه، سنجيده و كم مخاطره با همسايگان و قدرت هاي اصلي و تشكل هاي منطقه اي و قاره اي و حاكميت نظام شايستگي در سطح مديريت كلان باشد. كيفيت زندگي در ايران بهبود نخواهد يافت، اگر مردم نگران آن باشند كه روابط با جهان براساس مصالح ملي تنظيم نمي شود و جهان و مردم ايران هر دو نمي دانند كه اين روابط به كدام سمت و سو در حركت است.
در جهاني كه بر آن ابهام و عدم ايقان روزافزون حاكم است، كيفيت زندگي زماني بهبود مي يابد كه مردم بدانند رهبران جامعه شايستگي و توانايي مديريت شرايط پرابهام را دارند و از فرصت ها در جهت منافع ملي به خوبي استفاده مي كنند و ديگر نگران نيستند كه ايران همچنان سرزمين فرصت هاي از دست رفته تلقي شود. (به نقل از اريك رولد روزنامه نگار فرانسوي در سال هاي اول انقلاب) آن چه مسلم است، در ايران پروژه اي تحت عنوان "كيفيت زندگي" تعريف نشده و تا آن جا كه اطلاعات موجود اجازه مي دهد، در راه شاخص سازي آن گامي برداشته نشده است. به هر حال با توجه به اين كه دولت ايران ضمن آن كه بايد پاسخگوي نيازهاي توسعه اي مردم ايران باشد و تنگناها و موانع موجود را برطرف كند و ظرفيت هاي لازم را پديد آورد، با ورود به عصر ديجيتال و ديجيتالي كردن خدمات و فرايندها مجبور خواهد شد بحث كيفيت زندگي را به طور جدي و در بهترين وضعيت به عنوان راهنماي اين حركت توسعه اي دنبال كند. و در عين حال توجه داشته باشد كه تضمين كيفيت زندگي بهتر در عصر ديجيتال مستلزم وجود شرايط زير است: تامين دسترسي آسان و ارزان به آخرين دستاوردهاي تكنولوژي پيشرفته ICT براي مردم برحسب نيازهاي هر طبقه و گروه فراهم آوردن امكانات لازم براي يادگيري مستمر دانش و مهارت هاي مورد نياز براي استفاده از اين تكنولوژي ها. اگر دولت نتواند شرايطي فراهم آورد كه پاسخگوي منسوخ شدن سريع مهارت ها و دانش و اطلاعات باشد چگونه مي توان مطمئن شد مردم به ويژه نسل جوان كه به طور مستمر در معرض تحولات جهاني قرار دارند، احساس خوبي نسبت به زندگي خود داشته باشند و بتوانند از فرصت هايي كه ICT به ويژه براي يادگيري و اشتغال فراهم مي آورد به خوبي استفاده كنند. در شرايطي كه تحولات شتاب مي گيرد، احساس عقب ماندن از زمانه و پيشرفت هاي آن به كيفيت زندگي آسيب مي زند. انقلاب ديجيتال، مانند هر پديده تكنولوژيكي ديگر از جمله انقلاب ژنتيك نگراني ها و پي آمدهاي تهديد آميز ويژه خود را دارد. كازينوي جهاني، تروريسم، آسيب هاي زيست محيطي، نا امني را به طور مستقيم و غير مستقيم دامن مي زند و حريم خصوصي زندگي انسان را از بين مي برد و براي اعمال نظارت و كنترل ابزاري پر توان در اختيار دولت هاي سركوب گر قرار مي دهد؛ براي جنايت كاران و خرابكاران و متعصبان و همه گروه ها و افرادي كه منافع عمومي را به خطر مي اندازند؛ امكانات حيرت انگيزي فراهم مي آورد؛ ابزاري بي سابقه براي فريب مردم و شتشوي مغزي در اختيار مي گذارد و از همه مهم تر در تركيب با دستاوردهاي علوم و تكنولوژي هاي نوين ديگر، از جمله ژنتيك، نانوتكنولوژي و علوم مواد، امكان داده است كه عرصه دستكاري بشر در ماده و ژن و اطلاعات به سمتي حركت كند كه نه تنها شرايط مادي و محيط مصنوع انسان به طرزي بي سابقه متحول شود، بلكه نوع انسان در معرض گذر به نوع ديگري از موجود زنده قرار گيرد كه آثار و ابعاد آن بسيار ناشناخته است. در چنين شرايطي است كه تضمين كيفيت زندگي پيچيدگي حيرت انگيزي مي يابد و قانون مندي آن اگر با نگاه به گذشته صورت گيرد اشتباهي است جبران ناپذير. در ايران، نمي توان از اين مسائل غافل ماند. انقلاب ديجيتال، همه مردمان جهان را از زمان حال كنده و ناخواسته وارد عرصه هايي كرده است كه بيشتر مربوط به آينده است، دشواري بحث كيفيت زندگي در ايران در آن است كه ضمن اثرگذاري بر حال بايد آينده را نيز كانون توجه قرار دهد، آن هم آينده اي پر ابهام و نه چندان قابل پيش بيني. به هر حال در دنياي پر بحران و آشفته كنوني ايران در صورتي مي تواند از فرصت ها استفاده كند و تهديدها را از ميان بردارد كه شرايط مناسب تري با توجه به الزامات عصر ديجيتال براي زندگي تك تك افراد جامعه فراهم شده باشد. از سوي ديگر، تعريف شرايط مناسب بايد براساس واقعيت ها صورت گيرد نه تصور خام و نادرستي كه دولتمردان و سياست گذاران و برنامه ريزان دارند.
مردم در هر نقطه اي از ايران خود بايد بگويند از ديد آنان شرايط مناسب چيست و چگونه مي توان با مشاركت خود آنان، كيفيت زندگي بهتري را فراهم آورد. تا كنون براساس اصل قيموميت، و اغلب نه از روي تعهد ملي و دلسوزي براي مردم، بلكه بيشتر براساس مصالح قدرت، نيازهاي مردم تعريف شده است. جا دارد اكنون با توجه به پاراديم جديدي كه در جهان در حال شكل گيري است، كارهاي زير در اولويت قرار گيرد: در سطح كلان، بحث كيفيت زندگي، به عنوان غايت برنامه ريزي توسعه مطرح شود و "انسان" به عنوان عامل اصلي كانون توجه اين برنامه ريزي قرار گيرد. پروژه هاي متعددي براي تعريف ابعاد كيفيت زندگي، با توجه به تحولاتي كه مطرح شد، تدوين شاخص هاي آن، نظريه پردازي درباره مولفه ها، مدل سازي و سرانجام شاخص سازي تعريف شود و گروه هاي توانمند نظريه پرداز و پژوهشگر براي اجراي اين پروژه ها تحت حمايت مالي و سياسي قرار گيرند. حمايت سياسي به اين دليل لازم است كه بحث كيفيت زندگي در ايران ابعاد سياسي قوي دارد و نمي توان از اين ابعاد چشم پوشيد. در سطح حكومت محلي، شهرداري ها متولي راه اندازي اين بحث شوند و برنامه ريزي استراتژيك خود را حول محور شاخص كيفيت زندگي تعريف كنند.
براي مثال، عملكرد شهرداري به ويژه در سطوح منطقه و ناحيه براساس اين شاخص ارزيابي شود. شكي نيست كه مهم ترين ماموريت و رسالت مديريت شهري، تبديل شهر به محيط مناسبي براي كار و زندگي است. با رشد سريع شهرنشيني در ايران و وضع نابسامان شهرهاي ايران، به نظر مي رسد كه اگر شاخص كيفيت زندگي مبناي سياست گذاري، برنامه ريزي و ارزيابي عملكرد مديريت شهري قرار گيرد، مي توان اميد داشت كه پس از مدتي شهرهاي ايران به ويژه شهرهاي بزرگ پر مسئله اي چون تهران به محيطي تبديل شوند كه در شأن زندگي انسان ايراني است.در حال حاضر، شهرهاي ايران به ويژه تهران محيطي است كه در آن شهروند آگاه هر لحظه احساس مي كند جسم و روح و روانش با زندگي در شهر فرسوده مي شود. تحولات كنوني شهرداري تهران، قدري اميد بخش است. به ويژه با توجه به نگاه تازه اي كه از طريق راه انداري معاونت توسعه مديريت شهري دارد حاكم مي شود و مفاهيم جديد و مهمي از جمله ناحيه محوري و شهروندمداري كه اشاعه آن را اين معاونت رسالت خود قلمداد كرده است، مي توان گفت شايد شرايط براي شروع اين حركت مناسب باشد. در سطح مردم، NGO ها، به ويژه NGO هاي زنان، جوانان و زيست محيطي كه شمارشان به سرعت در حال افزايش است مي توانند دو نقش مهم را ايفا كنند: - آگاهي سازي مقامات محلي و ملي درباره اهميت بحث كيفيت زندگي و آثار زيان بار غفلت از آن - ايفاي نقش نظارت و كنترل عملكرد سازمان ها به ويژه شهرداري ها با هدف تضمين تعهد در برابر بهبود كيفيت زندگي مردم- نظارت مستمر بر هدايت برنامه ريزي توسعه در جهت تحقق بهبود كيفيت زندگي همه مردم ايران - آگاه سازي و توانمند سازي افراد و گروه هاي مردم در زمينه كيفيت زندگي و جلب مشاركت آنان در پروژه ها و اقدامات مربوط اگر براساس تجربه موجود جهاني، كيفيت زندگي به طور جامع و در چارچوب واقعيت هاي عصر ديجيتال پاراديم جديد ناشي از آن تعريف شود و شاخص هاي معتبري براي آن تدوين گردد و مكانيسم اجرايي معتبري براي سنجش وضع موجود طراحي شود، و از نتايج اين ارزيابي در برنامه ريزي و سياست گذاري هاي ملي و محلي استفاده شود، به نظر مي رسد، برنامه هاي توسعه اقتصادي- اجتماعي- سياسي- فرهنگي ايران به هدف هاي واقعي خود دست خواهند يافت، و جامعه را در مسير توسعه واقعي و پايدار قرار خواهند داد. و از هزينه هاي سنگين آسيب رساندن به محيط زيست، سلامت اجتماعي جامعه و از دست رفتن آزادي هاي فردي و دامن زدن به احساس ناامني دروني و نارضايتي عمومي از وضع موجود پرهيز خواهد شد.
از آن مهم تر، افراد جامعه احساس خواهند كرد كه وضع زندگي آنان روز به روز در حال بهبود است و به عكس سال هاي گذشته، نظام حكومت دغدغه قدرت را كنار گذاشته و نگران كيفيت زندگي مردم اين سرزمين است.
نکته : اينترنت چت رسانه دنياي مجازي جوانان تكنولوژي ديجيتال ايران
[ بازگشت به تکنولوژی اطلاعات(IT) [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]