ابعاد معنوى شخصيت پيامبر اعظم (1)

(965 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(687 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]
ابعاد معنوى شخصيت پيامبر اعظم (1)
سبحان عصمتى‏
85/12/06
مركز فرهنگ و معارف قرآن‏
پيامبر(ص) از دو بعد مادى و معنوى برخوردار است. از نظر بعد مادى فرقى با ساير انسان‏ها ندارد بلكه با آن‏ها در حيات مادى و مسايل مربوط به آن شريك است. ولى از لحاظ بُعْدِ معنوى فاصله بسيار زيادى با ديگر انسان‏ها دارد و همه اهميت و امتياز آن حضرت در همين مسأله نهفته است. آنچه موجب شد كه تا او واسطه بين خالق و مخلوق، اسوه و الگوى انسان‏ها باشد برجستگى بعد معنوى آن حضرت است. در اين مقاله درصدد آن هستيم كه گوشه‏اى از ابعاد معنوى پيامبر(ص) كه در قرآن ذكر شده را به اجمال بررسى كنيم.
1- بندگى خدا
بندگى خدا، عالى‏ترين مقام انسان است. بندگى نه تنها با شأن و كرامت انسان منافات ندارد بلكه در جهت رشد و تكامل او مى‏باشد زيرا در برابر وجودى كه كمال مطلق است به پرستش و بندگى مى‏پردازد و همه هستى در قبضه قدرت اوست. آن كه بندگى خدا مى‏كند با قرار دادن خود در برابر تابش نور الهى به تدريج به سمت كانون بى‏انتهاى كمال مطلق به حركت درمى‏آيد و بهره‏اى از كمال مطلق را در خود تجلّى مى‏بخشد.
عبادت به معناى اظهار تذلّل و خشوع و فروتنى در برابر معبود است. بطور كلى ما مى‏توانيم دو نوع عبادت داشته باشيم:
1- عبادت تكوينى كه فراگير و گسترده است و همه مخلوقات هستى را در برمى‏گيرد، همه موجودات طبق اين معنى خدا را عبادت مى‏كنند زيرا همه ذليل و تابع قوانين اويند.
2- عبادت اختيارى و آن اينكه عبادت كننده به اختيار خود سر تسليم در برابر معبود فرود آورد و هيچ عامل بيرون از اراده او تأثير گذار نباشد و اين نوع عبادت مراتبى دارد كه بالاترين مرتبه‏اش آن است كه ناشى از شناخت و شعور باشد و از اعتقاد به ربوبيت الهى نشأت گرفته باشد. همان طور كه از امام صادق(ع) نقل شده است: «اَلعُبُودِيَّةُ جَوهَرٌ كُنهُهَا الرُّبُوبِيَّة؛(1) عبادت كردن جوهرى است كه ذات آن ربوبيّت است.»
مقام بندگى پيامبر(ص) در قرآن
آيات زيادى از قرآن اشاره به مقام عبوديّت و بندگى پيامبر(ص) دارد. مقامى كه زمينه ساز دستيابى به ساير مقام‏ها از قبيل نبوّت، رسالت، رفتن به معراج و ... بوده است، به عنوان نمونه: 1- «سُبحان الَّذى اَسرى‏ بِعَبدِهِ لَيلًا مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ اِلَى المَسجِدِ الاَقصَا الَّذى بارَكنا حَولَهُ لِنُرِيَهُ مِن ءايتِنا اِنَّهُ هُوَ السَّميعُ البَصير؛(2) پاك و منزّه است خدايى كه بنده‏اش را در يك شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصى - كه گرداگردش را پربركت ساخته‏ايم - برد تا برخى از آيات خود را به او نشان دهيم، چرا كه او شنواو بيناست.»
ذكر «عبد» براى پيامبر(ص) مى‏تواند اشاره به تأثير عبوديّت در رفتن به معراج باشد و مسلّماً مراد از عبد، عبد تكوينى نيست زيرا همه در اين معنا شريكند آنچه دراين مسأله تأثير داشته، عبوديّت اختيارى است. 2- «واِن كُنتُم فى رَيبٍ مِمّا نَزَّلنا عَلى‏ عَبدِنا فَأتوا بِسورَةٍ مِن مِثلِهِ وَادعوا شُهَداءَكُم مِن دونِ اللَّهِ اِن كُنتُم صادِقين؛(3) اگر درباره آنچه بر بنده خود [پيامبر(ص) ]نازل كرديم شك داريد (دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد و گواهان خود را از غير خدا (براى اين كار) فراخوانيد، اگر راست مى‏گوييد.»
عبوديّت خدا او را شايسته نزول وحى كرد و با اينكه امّى و درس نخوانده بود كتابى آورد كه هيچ كس نتوانست و نمى‏تواند حتّى سوره‏اى مانند آن بياورد. در مواردى از قرآن، پيامبر(ص) به عنوان عبد (بنده) معرفى شده است كه پيامبر(ص) در همه اين موارد به عنوان عبد خدا مطرح است. چه در موردى كه با دشمنان خدا در ميدان جنگ نبرد مى‏كند،(4) و چه در آغاز رسالت،(5) و چه به هنگام اِسراء و رفتن به معراج و چه آن گاه كه براى موجود نامرئى به نام جنّ قرآن مى‏خواند،(6) و چه به هنگام نزول قرآن،(7) و ... در همه اين موارد او يك بنده خداست و همه مسئوليت‏ها و مقامات معنوى از عبوديّت ناشى شده است. بنابراين پيروان آن حضرت بايد به اين مسأله توجه داشته باشند، مبادا درباره‏اش غلوّ كنند و از مقام بندگى خدا او را بيرون ببرند چنان كه مسيحيان مرتكب اين اشتباه شدند در حالى كه مسيح(ع) از اين كه خود را بنده خدا بداند، استنكاف نمى‏كرد.(8)
2- وحى
از مقامات معنوى پيامبر(ص)، مقام دريافت وحى خاص الهى است كه اين دريافت وحى، حاكى از امتياز و برترى دريافت كننده از ديگر همنوعانش مى‏باشد.
در آياتى از قرآن، پيامبر(ص) را همانند ديگر انسان‏ها دانسته و دريافت وحى از سوى آن حضرت را از جمله امتياز او بر ديگر انسان‏ها مى‏داند: 1- «قُل اِنَّما اَنا بَشَرٌ مِثلُكُم يوحى‏ اِلَىَّ اَنَّما اِلهُكُم اِلهٌ واحِدٌ...؛(9) بگو من فقط بشرى هستم مثل شما (امتيازم اين است كه) به من وحى مى‏شود كه تنها معبودتان معبود يگانه (خدا) است.» 2- «قُل اِنَّما اَنا بَشَرٌ مِثلُكُم يوحى‏ اِلَىَّ اَنَّما اِلهُكُم اِلهٌ واحِدٌ فَاستَقيموا اِلَيهِ واستَغفِروهُ وويلٌ لِلمُشرِكين؛(10) بگو: من فقط انسانى مثل شما هستم، اين حقيقت بر من وحى مى‏شود كه معبود شما معبود يگانه است، سپس تمام توجه خويش را به سوى او كنيد و از وى آمرزش طلبيد و واى بر مشركان.»
3- شفاعت
مقام شفاعت بى‏ترديد از عالى‏ترين مقامات معنوى يك انسان است زيرا قبول شفاعت كسى دليل بر اعتبار ويژه شفاعت كننده نزد شفاعت‏پذير مى‏باشد.
آياتى از قرآن كريم به طور مستقيم يا غير مستقيم بر مقام شفاعتگرى پيامبر(ص) دلالت دارد كه به آنها پرداخته مى‏شود: 1- «ومِنَ الليلِ فَتَهَجَّد بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ اَن يَبعَثَكَ رَبُّكَ مَقامًا مَحمودا؛(11) و پاسى از شب را (از خواب برخيز و) قرآن (و نماز) بخوان. اين يك وظيفه اضافى براى توست، اميد است كه پروردگارت تو را به مقامى درخور شايسته برانگيزد.»
مقام در خور ستايش كه خداوند، پيامبر(ص) را نسبت به آن اميدوار ساخته به نظر مفسّرين همان مقام شفاعت است. پيامبر(ص) فرموده است: «مقام محمود همان مقامى است كه من در آن مقام امتم را شفاعت مى‏كنم.»(12)
  
[ بازگشت به سیمای پیامبر [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=1280&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=15
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections