
[1]اهتمام براى مستضعفان (7)
85/12/2
. همه پيامبران الهى و علماى ربانى در راه نجات انسانهاى مظلومى كه در چنگال ستمگران گرفتار بودهاند مبارزه كردهاند و خواستار نجات آنان بودهاند. چنانكه موسى (ع) در برخورد با فرعونيان خواهان آن شد كه فرمان خدا را بپذيرند و تن به اطاعت او دهند و در برابر خدا تكبر نورزند و استكبار نكنند و مرزهاى الهى را رعايت كنند و دست از ستم بردارند و بنى اسرائيل را واگذارند . و اين داستان هميشگى تلاش و مبارزه موسويان براى نجات مستضعفان از چنگ فرعونيان است . «ولقد فتناقبلهم قوم فرعون و جاءهم رسول كريم ، ان ادوا الى عبادالله انى لكم رسول امين و ان لا تعلوا على الله انى اتيكم بسلطان مبين . و انى عذت بربى و ربكم ان ترجمون و ان لم تؤمنوا لى فاعتزلون.» ما قبل از اينها قوم فرعون را آزموديم و رسول بزرگوارى به سراغ آنها آمد كه اى بندگان خدا آنچه را به شما دستور داده است انجام دهيد و در برابر من تسليم شويد كه من فرستاده امينى براى شما هستم . و در برابر خداوند تكبر نورزيد كه من براى شما دليل روشنى آوردهام. و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى برم از اينكه مرا متهم (سنگسار) كنيد . و اگر به من ايمان نمىآوريد لااقل از من كنارهگيرى كنيد (و مانع ايمان آوردن مردم نشويد).
براى نجات مستضعفان بايد آماده پذيرش سختيها و نامردمىهاى گوناگون از جانب مستكبران دنياپرست بود زيرا آنان هر كس را كه در جهت منافع نامشروع خود نبينند براى از ميان بردن و خردكردنش از هيچگونه تهمت و ناسزا و حتى قتل و اعدام فروگذار نمى كنند. موسى به عنوان پيشگيرى در سخن خويش افزود كه من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى برم از اينكه مرا متهم يا سنگسار كنيد. اين تعبير ممكن است اشاره به اين باشد كه من از تهديدهاى شما باك ندارم و تا آخرين نفس ايستادهام و خدا حافظ و نگهبان من است . اين گونه تعبيرات قاطعيت بيشترى به دعوت نجات بخش رهبران الهى مى داده است و اراده دشمنان را تضعيف مى كرده و بر استقامت مستضعفان مى افزوده است زيرا آنها مى دانستند رهبرشان در كنار آنهاست و تا آخرين مرحله مقاومت مىكند.
رسالت اولياى خدا نجات محرومان، هدايت آنان و برپاداشتن قسط است و فرياد نجات بخش آنان مايه دلگرمى مستضعفان بوده است . پيام آنان اين است كه محرومان را رها كنيد تا با ما به وادى رستگارى آيند، همان طور كه موسى از قول خداوند به فرعونيان گفت: «ان ارسل معنا بنى اسرائيل. (بنى اسرائيل را همراه ما روانه ساز). رهبران الهى حداقل چيزى كه خواهان آن بودند اين بود كه راه را باز بگذارند تا سخن آنها به محرومان برسد زيرا آنان يقين داشتند كه با در دست داشتن معجزات روشن و دلايل قوى و بيان فطرى وعدههاى الهى با سرعت در ميان تودههاى مردم پايگاه پيدا مى كنند و انقلاب نجات بخششان به زودى به ثمر مى نشيند. ولى مگر ممكن است جباران مغرور كه قدرت شيطانى و منافع نامشروعشان را در خطر مى بينند خاموش بنشينند و چنين پيشنهادى را بپذيرند و با آنان مقابله نكنند .
پذيرش دعوت پيامبران براى ايشان به منزله پايان يافتن بهرهكشى از محرومان و به بيان ديگر قطع شاهرگ حياتى ستمگران بوده است . «فدعا ربه ان هؤلاء قوم مجرمون . فاسر بعبادى ليلاً انكم متبعون واترك البحر رهوا انهم جند مغرقون.». (موسى ) به پيشگاه پروردگارش عرضه داشت كه اينها قومى مجرمند (به او دستور داده شد) بندگان مرا شبانه حركت ده كه آنها به تعقيب شما مى آيند (هنگامى كه از دريا گذشتيد) دريا را آرام و گشاده بگذار كه آنها لشكر غرق شدهاى خواهند شد. رهبران موسوى در راه نجات مستضعفان به وعده الهى محكم و استوارند و از چيزى ترس ندارند. «و لقد اوحينا الى موسى ان اسر بعبادى فاضرب لهم طريقاً فى البحر يبساً لا تخاف دركاً ولا تخشى.» به موسى وحى كرديم كه بندگانم را شبانه بيرون ببر و براى آنها راهى خشك در دريا بگشا؛ نه از تعقيب دشمنان خواهى ترسيد و نه از غرق شدن در دريا.
در اين درگيرى سخت، انبياى الهى در كنار مستضعفان مىايستادند و آنها را به پايدارى و مبارزه مىخواندند. «و قال الملاء من قوم فرعون اتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الارض و يذرك و الهتك قال سنقتل ابناءهم و نستحيى نساءهم و انّا فوقهم قاهرون . قال موسى لقومه استعينوا بالله و اصبروا ان الارض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين.» اشراف قوم فرعون (به او) گفتند: آيا موسى و قومش را رها مى كنى كه در زمين فساد كنند و تو و خدايانت را رها سازند؟ گفت : به زودى پسر انشان را مى كشيم و دخترانشان را زنده نگه مى داريم (تا خدمت ما كنند) و ما بر آنها كاملاً مسلط هستيم . موسى به قوم خود گفت : از خداى يارى جوييد واستقامت پيشه كنيد كه زمين از آن خداست و آن را به هر كس بخواهد (و شايسته بداند) واگذار مى كند و سرانجام (نيك) براى متقيان است . اين آيات بيانگر يك حكم كلى نيز هست ، اينكه وعده حق الهى اين است كه آنان كه در راه حق استعانت از خدا جويند و صبر و استقامت داشته باشند و تقواى الهى پيشه كنند، پيروزند و عاقبت از آن ايشان است . «و اورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون مشارق الارض و مغاربها التى باركنا فيها و تمّت كلمةُ ربك الحسنى على بنى اسرائيل بما صبروا و دمرنا ما كان يصنع فرعون و قومه و ما كانوا يعرشون.»
و مشرقها و مغربهاى پر بركت زمين را به آن قوم تضعيف شده ( زير زنجير ظلم و ستم ) واگذار كرديم و وعده نيك پروردگارت بر بنى اسرائيل به خاطر صبر و استقامتى كه نشان دادند تحقق يافت و آنچه فرعونيان (از كاخهاى مجلل ) مى ساختند و آنچه از باغهاى داربست دار فراهم ساخته بودند درهم كوبيديم