
[1]رسم دايره هدف
85/11/29
گام اول: لازم به گفتن نيست كه داشتن هدف در زندگي چقدر مهم است. كسي كه زندگي هدفمندي را پيش نگيرد،پس از چندي با چرخهاي پوچ و تهي از معني رو به رو خواهد شد و عجيب نيست كه ادامه زندگي براي بسياري از اين افراد غيرقابل تحمل و غيرممكن خواهد بود.
داشتن هدف به خودي خود ارزشمند و مهم است ولي بعضي افراد نميتوانند به خواستههاي هدفشان برسند. مهمترين علت اين ناكامي اينست كه آنها نميدانند چگونه هدف را تعيين كنند و چگونه هدفگذاري نمايند. بله درست است تعيين هدف و هدفگذاري درست به اندازه دستيابي به آن اهميت دارد. شايد بسياري ندانند كه چطور بايد هدفشان را وضع كنند و يك هدفگذاري خوب چگونه انجام ميشود. در زير پندهايي ساده و موثر در اين خصوص آوردهايم:
- هدف بايد دقيق و مشخص باشد. اين دقت و روشني هدف، اصليترين ويژگي يك هدف مناسب است. سعي كنيد زمان شروع كارتان را معلوم نماييد، براي نيل به هدف مدت زمان مشخصي معلوم كنيد و تغيير يا دستاوردهايي كه زيرمجموعه هدف اصلي هستند را نيز كاملاً برجسته نماييد. تمامي نكات بالا را روي كاغذ بياوريد اگر آنها را ننويسيد، بعضي موارد را فراموش خواهيد كرد و شايد همان نكات بتوانند به شما كمك كنند. علاوه بر اين وضوح خطوط برنامه معيارهاي خوبي نيز هستند كه براي سنجش ميزان پيشرفت كار مفيد واقع ميشوند مثلا يك كارآفرين به خود ميگويد: «ميخواهم حسابي پول دربياورم.» او مشخص نميكند كه چقدر ميخواهد درآمد كسب كند، اين درآمد قرار است در چه مدت عايدش شود، يك ماه، دو هفته يا يك سال و يا...، از چه طرحي ميخواهد كمك بگيرد و جزييات ديگر نظير اين سوالات درمورد كسي كه ميگويد: «ميخواهم لاغر شوم» نيز به وجود ميآيند.
- سعي كنيد اهدافتان را در حوزهاي تنظيم كنيد كه بر آن احاطه داريد و ديگر لازم نيست سراغ موضوعاتي كه كاملاً با آنها بيگانهايد برويد و تلاشتان از موضوع اساسي به حواشي منحرف شود.
مثلا مدتي است كه شما پيانو مينوازيد و خوب هم ياد گرفتهايد . از طرف ديگر مدتيست كه در كنار اين ساز، ترومپت هم درس ميگيريد. مدت كوتاهيست و چندان خوب نمينوازيد. آن وقت تصميم ميگيريد كه هم مهارت پيانوزدن را به حد عالي برسانيد و هم ترومپت را بسيار بهتر ياد بگيريد. خب اين هدفگذاري خوبي نيست و به نتيجه نخواهيد رسيد. ولي كاركردن روي پيانو يا تمرين ترومپت هدف خوبيست كه با پشتكار به نتيجه خواهد رسيد. فراموش نكنيد كه گفتن «ميخواهم پيانو را عالي بنوازم» هم مبهم است و سوالات مشابه و جزئيات ويژهاي را بايد پاسخ داد و در نظر گرفت.
- نكته ديگر اينست سيستمي كه براساس پاداش گرفتن باشد را انتخاب نكنيد. در اين سيستم شخص به خود ميگويد كه مثلاً «اگر امروز 20 مسئله رياضي حل كردم، يك ساعت تلويزيون تماشا ميكنم.»
- اين پاداشها در ابتدا لذتبخش هستند و به شما انگيزه ميدهند ولي اندكي بعد اثرشان را از دست ميدهند چراكه اين پاداش يكنواخت شده ديگر شوق دريافتشان سبب به انجام رسيدن كار نميشود. يا به عبارتي همان پاداشهاي ابتدايي راضيتان نميكنند و خواهان جايزههاي بزرگتري ميشويد.
- مسئله بسيار مهم ديگر واقعگرايانه بودن هدف است. هدفي را برگزينيد كه باتواناييهايتان متناسب باشد. اين مستلزم آگاهي شما از توانايهايتان است. بايد بدانيد چقدر توان داريد و حد نهايي اين نيروكجاست. سطح هدف انتخابي شما بايد قدري از توانتان بالاتر باشد نه اين كه به يكباره ده پله بالاتر. وقتي كسي هدفي كه در حد توانش بسيار دشوارترست را برميگزيند، حاصلي جز ناكامي، افسردگي و نااميدي در انتظارش نخواهد بود. مثلا دانشجويي اول هفته با خود ميگويد كه اين هفته همه روزها پس از اتمام كلاسهايش به كتابخانه دانشكده ميرود و تا پنج صبح درس ميخواند. هرشب سه ساعت ميخوابد و همانطور... نتيجه چيست؟ معلوم است: فرسودگي جسمي و خستگي ذهني و در آخر تعدادي كار نيمه تمام. ديگري اول صبح يك كتاب رياضيات كه بايد 20 مسئلهاش را حل كند، يك كتاب آموزش زبان اسپانيولي و سيدي و ابزارهاي مربوطه و مقداري كاغذ كه ميخواهد دنباله داستان ناتمامش را رويشان بنويسيد، روي ميز تحريرش ميگذارد. بايد گفت كه او در ابتدا با شور و شوق و يكنفس كار ميكند ولي پس از چند ساعت ميفهمد كه نميتواند اينها را انجام دهد. در اين جا يا اصلاً از انجام كارهايش صرفنظر ميكند و يا اين كه با سختي و اضطراب و عرق ريختن ادامه ميدهد ولي در آخر خستگي شديدي روان و جسمش را ميآزارد. به عبارتي بايد گفت: در هدفگذاري ايدهآلگرا نباشيد. واقعگرايي گزينه درست است. اما نكته ديگري هم هست. دقت كنيد همانطور كه انتخاب اهداف بسيار بالاتر از توان خوب نيست، اهداف بسيار ساده و ابتدايي هم سودي به حالتان نخواهند داشت چراكه محقق كردنشان لذت بخش نيست و رضايت خاطر نميآورد.
- يك هدفگذاري مناسب شخصيت شما را نيز رشد خواهد داد. هدفي كه درست تعريف شده باشد، مدون باشد و چند و چون و مسير نيل به آن را بدانيد،در سطحي متناسب با توانتان بوده واقعگرايي عنصر اصلي ساختارش باشد و خطر ايدهآل گرايي نتواند به آن آسيبي برساند، هدف مناسبي است. حركت در جهت نيل به چنين هدفي از يك فرد انسان بهتري ميسازد. براي اين كه خودتان و شخصيت درونيتان از اين پروسه بهرهمند شويد، مسير حركت بايد با چالش و افت و خيز همراه باشد. با هدف درگير شويد و فعالانه در ميدان حضور پيدا كنيد. كسب يك پيروزي بزرگ اعتماد به نفس و رضايت شخصي به ارمغان ميآورد.
- يادتان باشد كه پيروزي بدون شكست معنا ندارد. سختيها، چالشها و تنشهاي راه است كه شيريني پيروزي را بر تلخي شكست غالب ميكند. پس هرگز از شكست نترسيد. آن را بپذيريد و درسها و نكتههاي نهفتهاي كه حكايت از موفقيت دارند را برگيريد. فرار از شكست، ناكامي به دنبال خواهد آورد و پذيرفتن آن، پلي خواهد ساخت به سوي كاميابي.
- قبل از اين كه هدف نهايي را انتخاب كرده پيشرو قرار دهيد، تمامي گزينههايتان را يكييكي و با دقت بررسي نماييد. با اين پروسه عاقلانهترين هدف را برخواهيد گزيد. مرور و مطالعه تمامي جزييات و ريزهكاريهاي هر خواسته و هدف بالقوه ضروريست. در ابتدا به كارهاي ديگري كه به آن مشغوليد نگاهي بيندازيد. آيا آنها به شما كمك ميكنند تا به اين هدف برسيد. يا اين كه تمركز تلاشها و قواي ذهنتان را منحرف ميسازند؟ سپس زماني را كه براي نيل به هدفتان در نظر داريد بنويسيد حالا آيا اينقدر وقت داريد؟ سوم اين كه بببنيد براي پيمودن راه انتخاب به چه مهارتها و فنوني نيازمنديد؟ و در آخر بازهم فكر كنيد و روش هاي ديگري براي كسب اين هدف و خواسته بيابيد.
حالا اگر هدف مشخصي و دقيقي انتخاب كردهايد، ابزار و مهارتهاي لازم را در اختيار داريد، برنامهاي زمانبندي شده تدوين نمودهايد و از شكست نيز هراسي نداريد، پس معطل چه هستيد؟! دست به كار شويد و در جهت كسب موفقيت و دستيابي به هدفتان حركت كنيد. برايتان آرزوي موفقيت دارم!
By: Riana Lance
مترجم: آذين صحابي