
[1]» درباره استان کهکیلویه و بویراحمد
85/11/26
استان کهگيلويه و بويراحمد يکي از استان هاي زيباي ايران در دامنه هاي زاگرس است که داراي جاذبه هاي متعدد و چشم نواز طبيعي و جاذبه هاي ارزشمند تاريخي است. اين استان يکي از اصلي ترين مکان هاي زيست عشاير ايران است که شيوه هاي زندگي جذاب آن ها و تعامل ارزشمندشان با طبيعت يکي از زيباترين و کمياب ترين جلوه هاي گردشگري ايران را رقم زده است. غارها و اشکفت هاي متعدد، درياچه هاي متعدد و زيباي طبيعي به همراه رودخانه ها و آبشارهاي خروشان و پرآب دردل کوهستان هاي بزرگ و مشهوري چون دنا جاذبه هاي طبيعي اين منطقه را به وجود آورده و ارزش هاي اکوتوريستي منطقه را برجسته نموده است. مهم ترين ركن فعاليت اقتصادي مردم استان کهگيلويه و بويراحمد را دام پروري تشكيل مي دهد كه از ديربازدر اين منطقه رواج داشته است. صنايع اين استان نيز به دو دسته صنايع دستي و کارخانه اي تقسيم مي شود که صنايع دستي آن رونق به سزايي داشته و يکي ديگر از جاذبه هاي اين استان به شمار مي آيد.
مکان های دیدنی و تاریخی
استان کهگيلويه و بوير احمد از مناطق طبيعي و باارزشي برخوردار بوده و از توانمندي بالايي در زمينه جهانگردي برخوردار است. معروف ترين جاذبه هاي طبيعي اين استان را آبشار هاي متعددي چون آبشار مارگون، آبشاربهرام بيگي، آبشارياسوج و آبشارگنج بنار تشکيل مي دهند. باغ هاي زيبا، تالاب هاي طبيعي، غارها و اشکفت ها، چشمه هاي متعدد، درياچه هاي طبيعي دردل کوهستان هاي بزرگ و معروف و دامنه هاي مناسب اسکي و ورزش هاي مفرح زمستاني؛ تنها بخشي از جاذبه هاي طبيعي اين استان را تشکيل مي دهند. جلوه هاي زندگي عشايري، آداب و رسوم، لباس هاي سنتي، موسيقي محلي عشاير اين استان در دل طبيعت زيبا و جذاب منطقه؛ بخش ديگري از ديدني هاي استان کهگيلويه و بوير احمد را تشکيل مي دهد. بناهاي تاريخي چون آتشکده خيرآباد، قلعه ها و روستاهاي تاريخي متعدد چون: دژسليمان، روستاي تاريخي ميمند، روستاي تاريخي مارگون، روستاي تاريخي سي سخت، روستاي تاريخي چرام، روستاي تاريخي دهدشت قديم و روستاي تاريخي لنده به همراه بقعه متبرکه امام زاده هايي چون: امام زاده عبدالله، امام زاده پنجه خل، امام زاده بي بي حكيمه، امام زاده شاه عباس، امام زاده سيد محمد، بقعه امام زاده حسن، بقعه امام زاده قاسم، بقعه امام زاده پهلوان، بقعه امام زاده چله خان و بقعه خضر تنها بخشي از مکان هاي تاريخي اين استان را تشکيل مي دهند که در قسمت هاي مختلف استان پراکنده شده اند. استان کهگيلويه و بوير احمد با مردمي مهربان و ميهمان دوست همراه با طبيعت و بناهاي جذاب خود؛ همواره چشم انتظار گردشگران و دوست داران طبيعت بکر و زيباست.
بالا
صنايع و معادن
صنايع استان کهگيلويه و بوير احمد به دو دسته صنايع دستي و صنايع کارخانه اي تقسيم مي شوند. صنايع دستي اين استان شامل: فرش بافي سنتي، بافت انواع گليم، جاجيم، گبه، خورجين، سياه چادر، نمد و محصولاتي نظاير آن است كه بافت آنها در اغلب خانهها و در بيش تر مناطق روستايي و عشايري رواج دارد. با وجود ذخاير غني نفت، گاز و پراكنده گي ساير منابع معدني دراستان كهگيلويه و بويراحمد، فعاليتهاي صنعتي و معدني دراين استان، نسبت به ديگر مناطق كشور، رشد نيافته رونق چنداني ندارد. علاوه بر صنايع استخراج نفت در گچساران و كارخانه قند ياسوج، بقيه كارگاههاي صنايع دستي و توليدي تازه تأسيس شدهاند و در زمينههاي صنايع غذايي، فلزي، نساجي و چرم، چوب و سلولزي، شيميايي و دارويي و صنايع ساختماني فعاليت ميكنند. با وجود اين ميزان فعاليتهاي صنعتي و معدني نسبت به فعاليتهاي بخش كشاورزي و خدمات بسيار كم است. معادن مهم استان كهگيلويه و بويراحمد به شرح زير است:
- معادن بوكسيت در روستاي سرفارياب دهدشت.
- معدن مس در روستاي خزنگاه بويراحمد.
- ذخاير فسفات در روستاي جان قلي ( تيام ) در منطقه سرفارياب
- دخاير گوگرد در روستاي نزاع عليا گچساران
- معادن سنگهاي ساختماني در اكثر مناطق استان.
- معادن گچ در بيش تر مناطق استان.
علاوه بر معادن بالا، معادن ديگري از جمله شن و ماسه، خاک رس، سنگ آهك و سنگ نما نيز كه در مناطق مختلف استان پراكنده هستند ميتوان نام برد. از اكثراين معادن در فعاليتهاي ساختماني و راهسازي و توليد آجر و موزائيك استفاده ميشود.
بالا
کشاورزی و دام داری
مهم ترين ركن فعاليت اقتصادي مردم استان کهگيلويه و بويراحمد را دام پروري تشكيل ميدهد كه از ديرباز دراين منطقه رواج داشته است. دام پروري دراين استان به دو روش متحرک و ساكن وجود دارد كه نوع متحرک آن توسط عشاير كوچنده استان و به تبعيت از شرايط آب و هوايي و تغييرات فصلي، براي دسترسي به مراتع و علوفه مورد نياز، به صورت ييلاق و قشلاق انجام ميگيرد. علاوه بر دام پروري به شيوههاي سنتي و بومي، درسالهاي اخير؛ تعدادي دام داري صنعتي، متشكل ازگاوداري و پرواربندي گوسفند نيز به صورت پراكنده در سطح استان رواج يافته است. استان كهگيلويه و بويراحمد به سبب طبيعت مساعد، به ويژه تنوع گياهان جنگلي و وجود آب و هواي مساعد، شرايط مناسبي براي پرورش زنبورعسل دارد. علاوه بر رواج زنبورداري سنتي در مناطق روستايي، گسترش كندوهاي زنبورعسل به شيوه نوين درسالهاي اخير، باعث افزايش درآمد كشاورزان و زنبورداران شده است. مرغ داري صنعتي نيز در سالهاي اخير گسترش يافته و بخشي از نيازمنديهاي اهالي شهرنشين استان را تأمين ميكند. بعد از دام داري، كشاورزي مهم ترين فعاليت اقتصادي ساكنان اين استان را تشكيل ميدهد. به علت طبيعت خاص اين منطقه و وجود زمين هاي كوهستاني و تپه ماهوري، كشاورزي آن بيش تربه صورت ديم به ويژه كشت گندم صورت ميگيرد. علاوه بر كشت گندم و جو كه به صورت ديم و آبي در بيش تر مناطق استان رايج است، كشت برنج نيز درمناطق گرم و معتدل استان كه منابع آب كافي دارند، معمول است. محصولات مهم كشاورزي در اين استان؛ غلات، حبوبات، نباتات علوفهاي، ذرت و صيفي جات است كه كشت آنها در مناطق مختلف استان رواج دارد. موقعيت طبيعي مرتفع، به ويژه كمبود زمينهاي مسطح در مناطق خاور و شمال خاوري استان، باعث شده است كه باغ داري در درههاي كوهستاني و بر روي ارتفاعات ناهموار و پرآب اين مناطق رواج يابد. درسايرمناطق مستعد استان نيز غرس انواع درختان، از جمله سيب، انگور، گردو و مركبات رونق يافته است. در اين ميان توليد سيب، انار، خرما و انواع مركبات در مناطق كهگيلويه، گچساران و چرام اهميت بيش تري يافته است.
بالا
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
كهگيلويه از سه كلمه «كوه»، «گيل» و «اويه» تركيب يافته است. از آن جا كه كلمه «او» پسوند مالكيت است، بنابراين معناي اين نام «منطقه كوهستاني گيل» است.
استرابون – جغرافيدان مشهور يونان باستان – كهگيلويه را بخشي از خاك اوكسيها
( نام هخامنشي خوزستان ) ميداند. در دوره ساسانيان، قباد ساساني ارگان ( ارجان ) را در قسمت دشتي آن بنا نهاد كه «قباد خوره» ناميده ميشد. مناطق كوهستاني آن را نيز «رم زميگان » ميناميدند. در دوران بعد از اسلام «قباد خوره» به نام شهرحاكم نشين آن ولايت ارگان ( ارجان )، و مناطق كوهستاني آن«رم زمينگان» به كهگيلويه شهرت يافت. در قرنهاي بعد كه شهر ارگان ويران شد افشارها و لرها سراسر آن را تصرف كردند، تمامي اين خطه كهگيلويه و قسمت كوهستاني آن «پشت كوه» و سمت دشتي آن «زيركوه» ناميده شدند. استان كهگيلويه و بوير احمد در گذشتهاي نه چندان دور جزو يكي از بلوکهاي مملكت فارس و شامل دو قسمت شمال خاوري - كه آن را سردسير و كوهستاني و پشت كوه - و قسمت جنوبي و باختر- كه آن را نره كوه و بهبهان ميناميدند- بوده است. كهگيلويه در زمانهاي قديم، جزو لرستان بزرگ به شمار مي آمده است.
بالا
مشخصات جغرافيايي
استان كهگيلويه و بوير احمد در جنوب باختري ايران، بين 30 درجه و 9 دقيقه تا 31 درجه و 32 دقيقه پهناي شمالي و 49 درجه و 57 دقيقه تا 50 درجه و 42 دقيقه درازاي خاوري واقع شده است. اين استان از شمال با استان چهار محال و بختياري، از جنوب با استانهاي فارس و بوشهر، از خاوربا استانهاي اصفهان و فارس و از باختر با استان خوزستان همسايه است. قله دنا با 4409 متر و ليشتر با 500 متر ارتفاع از سطح دريا به ترتيب بلندترين و پست ترين ناحيه استان هستند. كهگيلويه و بويراحمد از نظر آب و هوا به دو قسمت سردسيري و گرمسيري تقسيم مي شود. قسمت گرمسيري منطقه اي پست با ارتفاع متوسط حدود 900 متر از سطح دريا و قسمت سردسير منطقه اي مرتفع با ارتفاع متوسطي در حدود 2100 متر از سطح دريا است. استان كهگيلويه و بوير احمد به دو قسمت كهگيلويه و بويراحمد تقسيم شده است كه نيمي از ايلات در منطقه كهگيلويه و نيمي ديگر در منطقه بوير احمد زندگي مي كنند. ايلات مختلف استان درطول سال به ييلاق و قشلاق پرداخته و درجريان كوچ؛ جلوههاي ويژهاي از زندگي عشاير و كوچ نشين را به نمايش ميگذارند. در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 540812 نفر برآورد شده است.
جاذبه های طبیعی استان کهکیلویه و بویراحمد
كهگيلويه و بويراحمد استانی است با چهار فصل طبیعی. آن گاه كه جنوب آن از هرم گرمای تابستان بی تاب است در شمالش كوهها هنوز رد برف بر سينه دارند. این استان از جنوب راهی به دريا دارد با 50 كيلومتر تا خليج فارس و در شمال مملو از چشمه سارها و كوههای بلند. وضعيت جغرافیایی استان كهگيلويه و بويراحمد زيبايیهای طبيعی خاصی به اين استان بخشيده است، به گونهای كه درياچه مور زرد زيلايی، درياچه كوه گل، تالابها، رودخانههای متعدد، چشمهها، سرآبهای زياد و حضور عشاير زمينههای بسيار مساعدی را جهت بهره برداری های گردشگری از این ناحیه فراهم آوردهاند. حاشیه رودخانهها در پيوند با چشم انداز زيبای قله ها و ارتفاعات از يک سو و زيبايی آبشارهای بلند و پرآب مارگون، بهرام بيگی، كنج بنار، ياسوج و ده ها چشمه و سرآب از سوی ديگر، اين استان را به يكی از زيباترين مناطق طبیعی ایران تبدیل كرده است. محل استقرار درياچه کوه گل یکی از زيباترين نواحی استان کهگیلویه و بویر احمد است كه در فصل بهار و تابستان از انواع گلهای شقايق، گياهان وحشی و هم چنين آويشن خوش عطر كوهستان مملو میشود. آبشار بلند و زیبای مارگون به دليل قرار گرفتن در داخل تنگه زيبای مارگون و تعدد رگههای آبشاری كه به درون دره و مسير رودخانه می ريزند و هم چنين به دليل پوشش جنگلی و درختانی كه در اطراف آبشار وجود دارد از آبشارهای مهم و معروف اين استان است. در پيرامون اين آبشار علاوه بر جريان رودخانهها و چشمهها، زيبايی طبيعی و دشتهای مملو از لاله واژگون و گلهای رنگارنگ ختمی و ديگر گلهای وحشی، منظرهای بديع پدید میآورند كه ديدار از آن را به خاطره فراموش نشدنی تبديل میكند.
رودخانه ها، چشمه هاو آبشارهای استان کهکیلویه و بویراحمد
وضعيت جغرافيايی و اقليمی استان كهگيلويه و بوير احمد؛ زيبايی های خاصی به اين استان بخشيده است. درياچه مو زرد زيلايی، درياچه كوه گل، تالاب ها، رودخانه های متعدد، چشمه ها و سرآب های زياد، زمينه های بسيار مساعدی را جهت بهره برداری های گردشگری فراهم آورده اند. اطراف رودخانه ها در پيوند با چشم انداز زيبای قلل و ارتفاعات از يک طرف و زيبايی آبشار های بلند و پر آب مارگون، بهرام بيگی، كنج بنار و آبشار ياسوج و ده ها چشمه و سرآب از طرف ديگر، اين استان را به يكی از زيباترين مناطق گردشگری تبدیل كرده است. استان كهگيلويه و بويراحمد به علت فراوانی مناطق مرتفع و بادهای مربوط در هر دو منطقه سردسير و گرمسير از ميزان بارندگی نسبتا خوبی برخورداراست. اين بارندگی موجب پيدايش رودهای متعددی چون مارون،خرسان، زهره، بشار، نازمكان، ماربر، ياسوچ، دره آجم، گرد آوه، آب شور، تغار، قلات، خير آباد در استان شده، در مسير رودخانههای استان، تندآبها و گاهی آبشارهای زيبايی به وجود آمده است و چون اين رودها اغلب از قعر درهها و داخل ارتفاعات عبور میكنند علی رغم قابليتهای مختلف توريستی كم تر مورد استفاده قرار میگيرند. آبشار بزرگ و معروف مارگون در مرز دو استان كهگيلويه و بويراحمد و فارس قرار دارد، اين آبشار در خاور یاسوج و در فاصله تقريبی 2 ساعت مسافرت با اتومبيل در شهرستان كهگيلويه در كنار روستای مارگون قرار دارد. اين آبشار بسيار بلند به دليل قرار گرفتن در داخل تنگه زيبای مارگون و تعدد رگههای آبشاری كه به درون دره و مسير رودخانه میريزند و هم چنين به دليل پوشش جنگلی و درختانی كه در اطراف آبشار وجود دارد از ديگر آبشارهای اين استان معروف تر استدر استان كهگيلويه و بوير احمد چه در ناحيه سردسير و چه در گرمسير، چشمهها و سرابهای بزرگی وجود دارد كه مهم ترين آنها، چشمه ميشی، هفت چشمه، خاركلون دخاک لدون، باغ چشمه بلقيس چرام، آب گرمو و چشمههای ديگر است و امكان ساخت اردگاه و تاسيسات تفريحی نيز در اين مناطق وجود دارد ولی تا كنون از تمام ظرفيت های موجود استفاده قابل توجهی نشده است. چشمه های ديگر اين استان عبارت اند از:
مناطق توریستی - طبیعی خاص استان کهکیلویه و بویراحمد
پس از گذشتن از جنگلهای انبوه بلوط و راههای پر پيچ و خم كوهستانی كه تا ارتفاعات «خطير سوخته» امتداد میيابد، چشم انداز روستای آب نهر پديدار میشود. اين روستا كه در دامنه كوه «پازن پير» واقع شده از مكانهايی است كه در فصلهای مختلف سال،از جمله كوه نوردی و صخره نوردی پذيرايی میكند. هم اكنون روستای آب نهر، دارای جاده دسترسی و آب آشاميدنی تامين شده از چشمههای محلی است.
«ميمنه» نیز از دیگر مناطق توریستی – طبیعی خاص استان گهگیلویه و بویر احمد به شمار می رود. برای رسيدن به روستای ميمنه بايد در امتداد جاده سی سخت در جهت شمال به پيش رفت. اين جاده آسفالته كه از از ميان جنگلهای انبوه بلوط میگذرد، چشم انداز بسيار زيبايی دارد و بهترين راه ارتباطی كهگيلويه و بويراحمد با استانهای چهار محال و بختياری و اصفهان است. رودخانه خرسان قسمت زيادی از شاليزارهای اين منطقه را سيراب میكند.
در مسير چرام ارتفاعات پوشيده از درختان جنگل همراه با شاليزارهای پيوسته، چشم هر بينندهای را خيره میكند. با اين همه، ضلع شمال باختری چرام كه موقعيت مناسبی برای ايجاد تفریح گاهی دارد، تاكنون بدون استفاده مانده است.
«ايدنک» نیز از دیگز مناطق گردشگری استان کهگیلویه و بویر احمد است. در حاشيه رود مارون كه روستای ايدنک نيز مشرف بر آن است و محوطه مناسبی برای ايجاد و گسترش پارک ساحلی رودخانهای وجود دارد.
«پوله زيلايی» كه اتراق گاه گرمسيری اهالی زيلايی است، چشمههای فراوان و چشماندازهای طبيعی، بسيار زيبايی دارد. اين منطقه از نظر ويژگیهای طبيعی، همانند منطقه آبشار ياسوج است، انواع درختهای زالزالک، كيكم، بنه، بلوط، رز و گردو در اين ناحيه ديده می شود. اين منطقه در تمام فصلهای سال به جز زمستان محلی مناسب برای استقرار اردوهای آموزشی دانش آموزی و دانشجويی است.
«دهدشت قديم» نیز از مناطق دیدنی این استان است. آثار اين شهر باستانی معماری مخصوصی و جالب توجهی دارند، آثار بسيار زيبايی از قبيل: آب انبار، بازار، امام زادهها، ارگ حكومتی و برج و باروها كه همان حصار پيرامون شهر بود، مشخص شدهاند و توجه محققين و اهل فن را جلب ميكنند. مصالح بسيار دقيق و محاسبهشدهای از نوع گچ ساروج، آهک و لاشه در آن به كار برده شده و تنها در سقف گنبدی حمام آن آجر به كار رفته است.
ناحيه توريستی سی سخت در فاصله 35 كيلومتری شمال باختری ياسوج واقع شده و از دو بخش به نامهای ده بزرگ سی سخت و قلعه مركزی تشكيل شده است. سی سخت در يک منطقه ی كوهپايهای واقع شده است. رودخانه «پل كلو» در جنوب خاوری آن روان است.
حیات وحش و مناطق حفاظت شده ی استان کهکیلویه و بویراحمد
طبيعت زيبا و منحصر به فرد استان كهگيلويه و بوير احمد شرايط زندگی جانوری و پرندگان بسياری را در اين منطقه فراهم نموده است. استان کهگيلويه و بويراحمد گونه های مختلفی از حيات وحش را در خود جای داده است. اين گونه ها شامل پستانداران، پرندگان و آبزيان هستند. استان كهگيلويه و بويراحمد يكی از زيباترين استانهای كشور است كه تركيب كوه، دشت، جنگل و عناصری هم چون چشمههای طبيعی، آبشار و … را يک جا در خود دارد. يكی از زيباترين عناصر طبيعی استان؛ منطقه حفاظت شده دنا است كه موزهای بزرگ و باز از تنوع گياهان، جانوران و پديدههای طبيعی ديگر است. «منطقه حفاظت شده دنا» یک منطقه كاملا كوهستانی است. اختلاف ارتفاع بلندترين و پست ترين نقاط منطقه بیش از سه هزار متر است. دنا دارای قلههای بلند، ديوارههای عظيم و درههای عميق است، در خاور دنا گردنه تاريخی «بيژن» قرار دارد و مرزهای شمالی، باختری و جنوبی آن را رودخانههای «ماربر» و «بشار»احاطه كردهاند.
رودخانه ماربر كه در شمال دنا از خاور به باختر جاری است با گذشتن از چند روستا و تنگ خرسان به رودخانههای «خرسان» تغيير نام میدهد و پس از عبور از تنگههای باريک به رودخانه بشار میپيوندد. محل پيوند رودخانههای خرسان و بشار، ناحيهای جنگلی است كه زيبايی خيره كنندهای دارد. كوههای دنا سرچمشه بسياری از رودخانههای جنوب ايران است و به عنوان ذخيره گاه منابع آب نقش تعيين كنندهای در زندگی مردم جنوب كشور دارد. حيات وحش دنا معرف سيمای تنوع جانوری زاگرس است خرسهای قهوهای بزرگ، كبک دری با جثه 5 كيلويی، انواع عقاب، پلنگ، گرگ و انواع گربههای وحشی در دنا زندگی میكنند.
در منطقه حفاظت شده دنا امكان تماشای پرنده بسيار زيبا و نادر هما، كه پروازی آرام و باشكوه دارد، بيش از هر جای ديگر ايران است. هم چنين پرندگانی نظير شاهين، کبک، سنگ چشم، كمركلی و انواع چكاوكها و سهرهها در دامنههای دنا زندگی ميكنند.
جانورانی مثل سمور، راسو، سنجاب ايرانی كه از زيباترين سنجابهای جهان است و در احيا جنگل بلوط نقش اكولوژيك بسيار موثری دارد، به وفور در دنا ديده ميشوند.
حفاظت از دنا باعث افزايش انواع گونههای جانوری اين منطقه شده است، به طوری كه هم اكنون در كوهستان دنا برای ديدن خرس، بز و پازن، نيازی به دوربين چشمی نيست. منطقه حفاظت شده دنا صرف نظر از تنوع گونههای گياهی و جانوری بنا به دلايل اقليمی و پديدههای بارز زمين شناختی از نظر آموزشی و پژوهشی نيز بسيار مورد توجه پژوهشگران زيست شناسی و زمين شناسی است. اين منطقه هم چنين از نظر ورزشها و تفريحهای كوهستانی قابل توجه است. طبيعت كوهستانی منطقه به تنوع زندگی پرندگان و جانوران كمك شايانی نموده است. يكی از زيباترين عناصر طبيعی استان منطقه حفاظت شده دنا است كه موزه ای بزرگ و باز از تنوع گياهان، جانوران و پديده های طبيعی ديگر است.
جاذبه های فرهنگی استان کهکیلویه و بویراحمد
جاذبه های فرهنگی استان کهگیلویه و بویر احمد که شامل صنایع دستی، موسیقی، نمایش های محلی و لباس های رنگارنگ می شود از غنی ترین و مهم ترین جاذبه های گردشگری این منطقه به شمار می آیند. صنایع دستی یکی از قديمی ترین فعالیت های بشری و یکی از قابل توجه ترین جاذبه های فرهنگی محسوب می شوند و صنايع دستی استان کهگیلویه و بویر احمد نیز از جمله جاذبه های مهم فرهنگی این منطقه بوده و محصولات تولیدی گویای روحیه هنری مردم این دیار است. موسيقی استان کهگیلویه و بویر احمد نیز از زیباترین و جذاب ترین جاذبه های فرهنگی این دیار است ضمن آن که لباس های محلی رنگارنگ زنان و لباس های خاص مردان این خطه؛ همراه با آیین ها و مراسم های مختلفی که اجرا می شوند؛ دیدنی ترین جاذبه های فرهنگی استان را تشکیل می دهند که همواره برای بازدیدکنندگان جالب توجه است.
صنایع دستی استان کهکیلویه و بویراحمد
محصولات صنايع دستی استان کهگیلویه و بویر احمد شامل: قالی، گليم، جاجیم، سفال، سبد، حصير، نمد، زيلو، گيوه و ريسندگی و بافندگی است. صنايع دستی عشاير استان کهگیلویه و بویر احمد نیز به ابزار و وسایل خانگی و بافته ها تقسيم میشوند. ابزار و وسايل خانگی مانند وسايل پخت نان، تفنگ، گرز، داس و تبر كه معمولاً از فلز و چوب ساخته شده؛ بیش تر توسط مردان توليد می شوند. صنايع دست باف نیز شامل: قاليچه، گليم، جاجيم، سفره، جوال، توبره، زيرپا، خورجين و چيزهای ديگری از اين قبيل است كه با استفاده از پشم گوسفندی و موی بز تهيه میشود و بافت اين فرآوردهها ويژه زنان است.
صنايع دستی موجود در استان کهگیلویه بیش تر شكل خانگی داشته و چندان كارگاه توليدی صنايع دستی در منطقه موجود نيست. فعاليت صنايع دستی در شهرهای استان کم تر صورت میگيرد و بیش تر در روستاها و نيز بين عشاير اين استان مركزيت يافته است. صنايع دستی موجود شامل: قالی بافی، گبهبافی، گليمبافی، جاجيم بافی، بافت خورجين و سياه چادر و در كل قسمت بزرگی از آن شامل بافتههايی است كه مواد اوليه آن از پشم گوسفندان تهيه میشود. مردان در مراحل توليد این نوع صنايع دستی؛ نقش پررنگی ندارند و توليد صنايع دستی توسط بانوان و دختران صورت می گيرد. بافندگان؛ نقشها را به طور ذهنی در هنگام بافت بر روی محصول پياده می كنند.
در گذشته ميان عشاير از رنگهای طبيعی برای رنگرزی پشمها استفاده می شد. امروزه نيز با اين كه بیش تر از رنگهای شيميايی استفاده میشود، رنگهايی را انتخاب میكنند كه نزديک به رنگهای طبيعی باشد. محصولات دستسازی كه در استان كهكيلويه و بويراحمد توليد میشود، به طور عمده شامل مصنوعاتی است كه پشم موی حيوانات مهم ترين ماده اوليهی تشكيلدهندهی آن ها است. دستگاه های بافندگی در همه ی نقاط كاملاً ابتدايی بوده و تمام مراحل توليد پشم و بافت آن توسط زنان صورت میگيرد. ابتدا پشم چيده میشود و سپس توسط پره و دوک ريسيده می شود. جنس پرهها فلزی و گاهی چوبی است و يا از شاخ بز تهيه میشود. امروزه از اين پرهها كم تر استفاده میشود. جنس پرههای چوبی از چوبهايی مانند زردآلو استفاده میشود كه صاف و سنگين است. پرهها دارای مقطع عرضی دايرهای نيستند. از دو قطعه تشكيل شده و به صورت چليپا درهم فرو میروند و يک ميلهی باريک از ميان آنان میگذرند و در موقع چرخش به دور خودش چرخ گنبدی را ايفا میكند.
به هنگام ريسيدن؛ ابتدا پشم را به دور مچ دست چپ میپيچند و سپس با انگشت دست ديگر آن را میكشند تا تار شود و توسط حركت دورانی پرده در جهت گردش عقربههای ساعت به هم تابيده میشود. و زمانی كه پره نزديک تماس با زمين قرار گرفت. پشم تابيده شده نخ به حالت ضرب در دور پره پيچيده میشود و اين حركت مرتب تكرار میشود. بعد از ریسيدن نوبت به رنگ روی میرسد كه در قديم از روناس، پوست انار، پوست گردو، نيل، وسمه، پوست بلوط، اسبرک، خوشک، زردچوبه و كيكم استفاده میشده است. نيل يا وسمه برای رنگ آبی، پوست بلوط و گردو برای قهوهای، روناس برای قرمز، خوشک برای زرد، كيكم رنگ سياه، اسبرک برای سبز استفاده میشد.از قرهقروت نيز برای آمادهسازی پشمها برای رنگ گرفتن (دندانه كردن) استفاده می شد.
قالیبافی در بیش تر نقاط اين استان از جمله چرام، چشمه بالتيس، تلگرد، كتا، سيسخت (كه امروزه از رونق افتاده است) آهوروک، بويراحمد، باشتا، بيدزرد و گچساران رواج دارد. مواد اوليهی بافت قالی؛ پنبه است و اجزای تشكيلدهندهی قالی عبارت اند از: پود و تار، پرز (خواب قالی)، جنس تارها از پنبه است يا مخلوط پشم و مو و جنس پودها از پشم و پنبه ولی جنس پرز از پشم و گاهی از كامواهای رنگی است. دستگاه های بافندگی از نوع افقی است كه از نظر بهداشتی خطرات زيادی برای بافندگان دارد. مخصوصاً در روستاها كه بیش تر دارهای خود را در اتاقهای كوچک و تاريک و بدون پنجره برپا میكنند.
گبه بافی: به زيراندازهای عشايری كه پرز بلند دارند گبه میگويند. البته در فرهنگ فارسی گبه را معادل خرسک میدانند. گروهی ديگر گبه را نوعی فرش خود رنگ می نامند كه بر روی مواد اوليه آن هيچ عمل رنگرزی صورت نگرفته باشد و برای تار آن از نخ پنبهای مخلوط با موی بز و برای پرز آن از پشم خود رنگ استفاده میكنند. عشاير اين استان گبه را نوعی فرش با پرزهای بلند می دانند كه جنس پرز آن در قديم از پشم خود رنگ، تار آن مخلوط پشم و مو و پود آن پشم بوده است. در اين نوع بافت اصلاً از كاموا استفاده نمیشود. دار گبهبافی داری افقی است و نحوهی بافت آن شبيه بافت قالی است. نوع گره تركی است و پرزها بلند چيده می شود. شيرازه پيچی اطراف آن اغلب با رنگهای روشن است. طرح و نقوش ذهنی بافت و هندسی است و در بين گبهها به ندرت دو گبه مانند هم پیدا میشود حتی اگر بافنده يكی باشد نقوش رايج برای گبههای خودرنگ عبارتند از:
1- نقش حوضی: دارای گلهای هندسی در رنگهای كرم و قهوهای در حاشيه است و چندين مثلث پيوسته در وسط قالی.
2- نقش چنگ: عبارت است از چنگی كه بازوهای آن رو به خارج است. گاهی چنگها در تمام سطح گبه پشت سر هم تكرار میشوند و گاهی جدا از هم هستند.
3- نقش شير: كه به صورت منظم و نامنظم در كنار هم قرار گرفتهاند.
4- نقش گل خرده (گلهای ريز و چنگ و ستاره)
5- نقش ستاره
6- نقش سماوری: نقوش ذوزنقهای
7- نقش كاجی
نقوش گبههای رنگی عبارت اند از:
1- نقش شير
2- نقش قرآنی كه در حقيقت همان نقش بوته يا بته جقه است كه در تزیينات اطراف قرآن ديده میشود.
3- نقش گل و بلبل
4- نقش مرغی: كه برگرفته از زمان ساسانی است و بيش تر در حاشيه كاربرد دارد.
5- نقش ستاره: كه بیش تر در داخل لوزیهايی قرار دارند.
6- نقش گل علمی با همان گل شاه عباسی؛ در اين نوع گبهها حاشيهها ساده ولی هندسیتر است.
گبهبافی در بیش تر مناطق روستايی و عشايری استان از جمله دو گنبدان، باشت، گچساران، تلگرد، چشمه بلقيس، ده شيخ، چرام، سراب تاوه عليا، سراب تاوه سفلي، مورد راز عليا، مورد راز سفلی مرسوم است.
گليمبافی در استان کهگیلویه و بویر احمد از نظر نوع مواد اوليه، دار و ابزار كار نقوش و طرحها شباهت زيادی به استان فارس دارد و از سابقهی طولانی برخوردار است. توليدكنندگان گليم را زنان و دختران عشاير استان تشكيل می دهند كه از همان طفوليت اين كار را نزد بزرگ ترها ياد میگيرند و قادر به بافت كليهی گليمها و پيادهكردن طرحهای اصيل و سنتی و مشكل هستند. از مراكز مهم گليمبافی در نزديک ياسوج میتوان به مورد راز عليا، مورد راز سفلی، گنجه كان، يوسفآباد، سپيدار، و تنگه سرخ اشاره كرد. از مناطق ديگر منطقهی سادات محمودی كه در 5/1 كيلومتری ياسوج است و از نقاط مهم گليمبافی آن میتوان به ميمند، رودشتی، وشتک، لما، خرسان، دهواره، كژمونچ و چشم ميرحسينی اشاره كرد.
هم چنين در منطقهی درنمک، المور و گراب از توابع ده دشت و سربيشه، بيد زرد، سه راه بيبی حكيمه از توابع دوگنبدان گليمبافی رواج دارد. (منبع: تحقيقی پيرامون بافتهها ی استان كهكيلويه و بويراحمد، نسرين سياوشی)
با اين كه گليمبافی قديمیتر از قالیبافی است اما به دليل اين كه گره و پرز ندارد در برابر عوامل فرسايشی چندان مقاوم نيست و به ندرت گليمهای قديمی يافت میشود. توليد گليم در اين استان كاملاً عشايری و روستايی است. دارها همانند دار قالی افقی و چوبی است. ابعاد گليمها به طور معمول m6 × 5/10 است و پودگذاری به صورت يكی زير يكی رو بين تارها انجام میشود و در رج بعدی همين كار به صورت معكوس انجام میشود (تارهای زير، رو و تارهای رو، زير قرار میگيرند). بافت گليم به بافت پارچه و چادرشب شبيه است. با هر رج بافت شيرازه پيچی نيز انجام میشود و گليم بافت ابتدا و انتهای كار در گليم، قالی، گبه و فرش وجود دارد. نقشها ساده و بومی و بيش تر شبيه نحوهی زندگی عشاير و روستایيان است كه از نقشهای قالی و گبه هندسی تر است. اين نقشها برگرفته از گل و ستاره و انسان با تركيب عمودی، افقی، عمودی افقی و لوزی است. نقوش شامل نقوش شانه، حوض، نقش لوزی، آغاجری، نقش چهارپر (نقش سفال نقوش) نقش خراسانی (تركيببندی افقی) و دانه نگينی است. حاشيهی گليمها ساده و بدون تنوع است و معروفترين حاشيه هفت و هشت و كتابی است. (منبع: بررسی وضع صنايع دستی استان كهكيلويه و بويراحمد و تحقيقی پيرامون بافتههای استان كهگيلويه و بويراحمد، نسرين سياوشی)
جاجيمبافی: از ديگر توليدات سنتی منطقه كه به ويژه ميان روستایيان خواستاران زيادی دارد، جاجيم است. بافندگان پس از خاتمه جاجيم را بريده و از به هم دوختن دو تا سه تكه از آن جاجیم را در اندازهی دل خواه خود درمی آورند. جاجيم معمولاً از پشم توليد میشود و رنگهای آن بسيار روشن و زيباست. تفاوت گليم و جاجيم در اين است كه گليم زبر و خشنتر است. جاجيم يكی از مناسبترين پوششها برای كرسیها در قديم بوده است و جاجيمها ی هر منطقه نشان دهندهی سنت آن ناحيه است. اين محصول به دليل اين كه سبک و ارزان است جهت زيرانداز و روانداز و رخت خواب پيچ مناسب است. در حال حاضر توليد جاجيم در كهگيلويه و بويراحمد به دليل جای گزين شدن پارچهها ماشينی مشابه بسيار كم است. نقوش مورد استفاده در جاجيم بافی نقش خشت، لوزی، آغاجری، ماشوركش و ماريو (پلههای هندسی صعودی). (منبع: بررسی وضعيت صنايع دستی كهكيلويه وبويراحمد؛ سازمان صنايع دستی ايران)
نمدمالی: اين هنر اكنون در شهر ياسوج رواج دارد. مواد اوليه مورد مصرف نمدمالان پشم گوسفند است. توليدكنندگان اين پشم را مستقيماً از ايلات و عشاير تأمين می كنند. فرآوردههايی كه توليد میشوند شامل نمد زيرانداز و پالتوی بعدی است كه بيش تر توليدات شامل نمد زيرانداز است.
توبره: يكی از زيباترين دست بافتهای عشاير كهگيلويه و بويراحمد است كه دختران به عنوان جهيزیه به خانهی شوهر میبرند و به آن توربه نيز گفته میشود. توبره كيف مستطيل شكلی است كه دو طناب به دو طرف ان وصل شده است و در صحرا برای ريختن علف و علوفه استفاده میشود. نقوش روی توبره شامل نقش گل آدمی و گل توبره میشود.
جور يا جوال: بافتی شبيه گليم دارد و ابتدا به شكل يک مربع بافته میشود. آن را از وسط تا كرده و اطرافش را میدوزند كه به شكل يک كيسه میشود. در قسمت پشت ورو دو دسته دارد كه عشاير برای حمل و نقل مواد مصری از آن استفاده میكنند.
جانماز: عبارت است از گليمی با تار موی بز و پود پشمی برای بافت آن از كرک شتر استفاده میشود كه بر اساس عقيدهی آنان اين سنت پيامبر است. اين محصول ساده و بدون نقش است و اين به دليل اخلاص و بیريا بودن در درگاه خداوند است.
نمک دان: بافتهی عشايری است كه در گذشته جهت حمل نمک از آن استفاده میشد كه در حال حاضر بافت آن از رونق افتاده است.
خورجين: جهت حمل آذوقه به پشت چهارپايان انداخته میشد شكل ظاهری آن مانند دو كيسه است كه از يک طرف دهنه به هم متصل شده است. بافت آن مانند گليم است و دارای پود پشمی و تار پنبهای است. نقوش روی آن بیش تر راه راه و دارای رنگهای متنوع است.
(منبع: مجموعهی راهنمای جامع ايرانگردی - استان كهكيلويه وبويراحمد – حسن زندهدل و دستياران).
گچمه بافی: از صنايع دستی انحصاری كهگيلويه و بويراحمد است. هنری مركب از گليم و قالی است كه در زمينهی گليم بافی گلهای قاليچهای بافته میشود. در بافت گچمه از پود استفاده نمی شود بلكه از خامهای كه در بافت گليم استفاده میشود بهره میگيريد و طرحهای آن به صورت برجسته بافته میشود. از اين ساخته به عنوان زيرانداز و يا تزيين چادر استفاده میكنند.