اهتمام براى مستضعفان (4)

(1090 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(608 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]

اهتمام براى مستضعفان (4)

85/11/15

آنان كه كمترين بستگى به دنيا را دارند، بيشترين زمينه هدايت را دارا هستند و حق را پيشوا قرار مى‏دهند، چنانكه امام مستحقان محروم فرمود: «انا يعسوب المؤمنين و المال يعسوب الفجار.» 21 من يعسوب مؤمنانم و مال و ثروت، يعسوب بدكاران. يعسوب ، ملكه زنبوره است كه همه چيز زنبورها بسته به اوست . شريف رضى در ذيل اين سخن مى نويسد: «معنى آن اين است كه مؤمنان از من پيروى مى كنند و بدكاران و فاجران از مال، همان گونه كه زنبورهاى عسل از رئيس خود پيروى مى كنند.» بنابراين آنان كه به ثروت و مكنت و قدرت، دل داده‏اند ، به هدايت دل نمى‏سپارند. آنها دين را نيز براى دنياى خود مى خواهند ، چنانكه امير مؤمنان (ع) مشاهده كرد كه عمار ياسر تلاش مى كند مغيرة بن شعبه را به مقصدى الهى سوق دهد، در حالى كه او گريزان از حق است و بدان پشت كرده، پس به عمار فرمود: «دعه يا عمار فانه لم ياخذ من الدين الا ما قاربه من الدنيا و على عمد لبس على نفسه ليجعل الشبهات عاذراً لسقطاته.» 22
رهايش كن عمار! كه او چيزى از دين برنگرفته است جز آنچه به دنيا نزديكش كند و به عمد خود را به شبهه‏ها در افكند تا آن را عذر و بهانه لغزشها و خلافهايش قرار دهد. بيشترين همت بايد متوجه آنان باشد كه زمينه دنيا گراييشان كمتر است . اهتمام دين براى آن است كه ستمگريها را پايان بخشد و محروميتها را بزدايد: خدا را ! خدا را ! در مورد طبقه پايين، آنان كه راه چاره ندانند و از مستمندان ونيازمندان و تهيدستان و از كار افتادگانند ، كه در اين طبقه هم كسانى هستند كه دست سؤال دارند و هم افرادى كه بايد به آنها بدون پرسش ، بخشش شود.
بنابراين به آنچه خداند در مورد آنان به تو دستور داده عمل كن! قسمتى از بيت المال و قسمتى از غلات خالصجات اسلامى را در هر محل به آنها اختصاص ده، و بدان آنها كه دورند به مقدار كسانى كه نزديكند سهم دارند و بايد حق همه آنها را مراعات كنى. پس مبادا فرو رفتن در نعمت، از پرداختن به آنان بازت دارد كه ضايع گذاردنت كارى خرد را به خاطر استوار كردن كارى بزرگ و مهم ، عذرى برايت ندارد. پس نبايد دل از آنها برگيرى...23 همتت را متوجه آنان ساز و بدان كه آنها هستند كه بايد مورد توجه اصلى قرار گيرند ، كه همانا آنان پشتيبان دينند و موجب انبوهى مسلمانان وآماده پيكار با دشمنان؛ پس گرايشت به آنان باشد و همه همتت متوجه ايشان: «و انما عمادالدين و جماع المسلمين و العدة للاعداء ، العامة من الامة: فليكن صغوك لهم و ميلك معهم.» 24 و پايه دين و جمعيت مسلمانان و ذخيره دفاع برابر دشمنان تنها توده مردم هستند.
بنابراين بايد گوشت به آنها و ميلت با آنان باشد. جهت‏گيرى اسلام قرآن كريم تكليف را روشن كرده است و خداوند رسول خود را مورد خطاب قرار داده، فرموده است : «و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربهم بالغداة والعشى يريدون وجهه ولا تعد عيناك عنهم تريد زينة الحياة الدنيا و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذكرنا و اتبع هواه و كان امره فرطا.» 25 و خود را با كسانى شكيبادار كه بامداد و شبانگاه پروردگارشان را مى خوانند و در آن حال رضاى او را مى خواهند ، و دو چشم خويش از ايشان مگردان در حالى كه خواستار آرايش زندگانى دنيا باشى! و كسى را فرمان مبر كه دلش را از يادمان غافل كرديم و پيرو هواى نفس خويش شد و كارش ستم و تجاوز است . در شأن نزول اين آيه شريفه نوشته‏اند كه آيه درباره مستضعفانى چون سلمان و ابوذر و صهيب و عمار و خباب و مانند ايشان از فقراى صحابه نازل شده است . و آن چنين بوده است: آنها كه جلب دلهاشان كنند (مولفة قلوبهم) نزد پيامبر آمدند و گفتند اى رسول خدا اگر درصدر مجلس نشينى و اين پشمينه پوشان بدبوى و كثيف را ازخود دور كنى، ما نزد تو مى آييم و دينت را مى‏پذيريم .
مانع از شركت در جلسات تو ، جز اينان چيزى نيست . مستكبرانى كه تاب تحمل مستضعفان صالح را نداشتند، از پيامبر خدا مى خواستند كه در صف آنان و در جهت ايشان قرار گيرد و به مستضعفان پشت كند. مى‏گفتند اگر آنها را طرد كنى، ما مى آييم، ما كه مكنت و قدرت داريم ! پيامبر به آنها چه مى بايست مى گفت ؟ آيا بگويد اسلام شما را نمى خواهم، در حالى كه اسلام براى همه است و او رحمة للعالمين ؟ بگويد شما را مى‏پذيرم و در كنار خود قرار مى دهم و مستضعفان را پس مى زنم؟ كه آنان بهترين خلق خدا و ياران او بودند .
اين آيه شريفه نازل شد و تكليف را روشن كرد. 26 اينكه اى پيامبر :با مستضعفان صالح و مؤمنان حقيقى باش. با آنان كه جز خدا را نمى‏جويند . به هيچ وجه از آنان چشم برنگردان . هرگز دنبال زينت زندگى دنيايى و پيوستن به كانونهاى قدرت و از طريق آنان راه هدايت را هموار كردن ، مباش. هرگز از مستكبران پيروى مكن كه آنها جز به دنيا دل نسپارند و به همين سبب ياد خود را از دلهايشان برده‏ايم . آنها به دنبال مطامع دنيايى‏اند و كارشان جز ستم و تجاوز نيست . پيامبر، پس از نزول اين آيه به پا خاست و در جستجوى مستضعفان و بينوايان شتافت. آنان را در انتهاى مسجد ديد كه به ذكر الهى مشغولند. رو به آنان كرد و فرمود: «الحمد الله الذى لم يمتنى حتّى أمرنى أن اصبر نفسى مع رجال من أمتى، معكم المحيا و معكم الممات.»27 خداى را سپاس كه زندگيم را به پايان نرساند تا دستور داد كه من در كنار گروهى از امتم با آنها باشم؛ من در زندگى و مرگ با شما هستم . مرحوم طبرسى يادآور مى‏شود كه پيامبر هيچگاه به دنيا و زينت آن تمايل نداشت، بلكه پيامبر حريص بود كه بزرگان مشركان ايمان آورند تا به وسيله آنها پيروان و خويشانشان ايمان آورند كه در اين آيه مورد خطاب قرار گرفت و مأمور شد كه به مستمندان و مستضعفان روى آورد و چشم از آنان برندارد و به طرف اشراف نرود.28 خداوند جهتگيرى لازم را مشخص كرد وآن اينكه هرگز از مستضعفان چشم بر ندارد و متوجه دنيا خواهان و آنان كه مقصدشان دنياست (ابناء الدنيا) نشود. 29 بدين ترتيب، خداوند به پيامبرش دستور داد كه با نيازمندان و مستضعفان باشد و نزديكى به ايشان را وجه همت خود قرار دهد و اين دستور، دستورى است هميشگى درباره همه نيازمندان مسلمان تا روز قيامت. 30 خاستگاه اجتماعى پيامبران پيامبران الهى خاستگاهى مردمى داشتند. 31

  
[ بازگشت به سیمای پیامبر [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=1137&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=15
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections