
[1]نيروي شفابخش رنگها(پایانی)
85/11/15
چاكراي رنگين سومي با زرد تزيين شده است. زرد هم دست كمي از نارنجي ندارد. هر دو نشاط و شادي را هديه ميكنند و خورشيد و گرما را يادآورند. زرد دروني به ما نيروي به كارگيري آموختههايمان را ميدهد و ابراز دانستهها و قدرتهايمان را نيز در خود دارد. به شكلي ميتوان گفت كه اگر زرد نباشد، نارنجي چندان كارايي نخواهد داشت چرا كه هيچ كس نميتواند بدون به كارگيري دانستههايش خلاق و نوآور شود. زرد را هرگز فراموش نكنيد با استفاده از قدرتها و تواناييهايتان جلوي مات شدن اين رنگ درخشان و زيبا را بگيريد.
چرخ رنگين چهارم چاكراي قلب است. فكر ميكنم لازم به توضيح زيادي نباشد. همه مردم و در تمامي داستانها و حكايات قلب را نماد عشقورزي و محبت كردن ميدانند و رنگ اين احساس زيبا را سبز. محبت كردن و ابراز علاقه نمودن گرچه از نيازهاي حياتي بشر براي حفظ بقاي جسم نيست ولي بدون شك ضامن سلامت و بقاي روان انسان است. اين نيروي سبز رنگ محبت و عشق جوانههاي رشد روح و روانمان را رشد داده بارور ميكنند و از هر يك از اين جوانههاي محبت به نوبه خودنيروهاي زندگيبخش سبزي منتشر ميشوند. به علاوه هيچ يك از جسم و روح بدون سلامت و بقاي ديگري نميتوانند به حياتشان ادامه دهند. باروري و تكثير همين جوانههاست كه سبب ميشود كسي كه محبت ديده است به ديگران محبت كند و كسي كه هرگز اين رنگ سبز را حس نكرده نميتواند به كسي عشق بورزد.
رنگ جديدي كه از آن حرف زديم، فيروزهايست كه به واقع نماد يك چاكراي جديد است. اين چرخ فيروزهاي نيروهاي برقراري ارتباط ما با ديگران را فعال ميكند. ارتباط محبتآميز فيروزهاي كه در واقع جلوه ديگري از همان رنگ سبز است. وقتي كه سبز عشق ورزيدن و دوست داشتن به فيروزهاي تثبيت شود، ارتباطاتي دوستانه و محبتآميز شكل ميگيرند كه با تشكيل شبكههاي قدرتمند و پا برجا سبز و فيروزهاي محبت و نشر محبت را محافظت ميكنند. سبز باشيد و فيروزهاي!
حلقه و چرخ انرژيزاي بعدي آبي آسمان را تداعي ميكند. قدرت ابزار افكار واحساسات آنقدر نيرومند است كه اگر انساني بتواند افكار و احساساتش را چه شاديآور و چه غمناك - براي ديگري بگويد، به آرامشي كمنظير دست مييابد كه زيبايي يك آسمان صاف و بدون ابر بهاري را يادآور است. دقت كنيد. بسياري از مردم فكر ميكنند كه گريه نكردن، ابراز ناراحتي نكردن و با كسي درد دل نكردن نشانه قدرت روحي است. ولي در اشتباهند. نيروي آبي آسماني را پرورش دهيد و ياد بگيريد كه درست خشمگين شويد، درست گريه كنيد و با شخصي مناسب درد و دل كرده غمها، ترسها و اظطرابهايتان را برايش بگوييد.
چاكراي ششم را چشم سوم هم مينماند كه همان حس ششم است. حس ششم را نيلي رنگ زدهاند. كساني كه رنگ نيلي خود را شناختهاند و از قدرت آن بهره ميگيرند، ميتوانند حرفهاي ناگفته را بشنوند و صداهاي ناشنيدني را به درستي دريابند يا درباره حادثهاي كه هنوز رخ نداده خبر دهند و امثالي ديگر كه حتماً خودتان نيز شنيدهايد. اين رنگ هم مكمل بقيه رنگهاي اين قوس رنگارنگ است.
چاكراي هفتم بنفش است. پرورش و دريافتن مفهوم اين بنفش مخصوص چندان راحت نيست. بنفش در رنگين كمان آسمان اولين رنگ است و اين جا نيز معنايي والا دارد. همگي ما تجربه هاي گوناگوني را از سر ميگذرانيم و شايد از تعداد زياديشان سرسري بگذريم. كسي كه رنگ بنفش و قدرت آن در ذهنش نفوذ كرده باشد از هر اتفاق و تجربه پيامي خاص برميگيرد كه ديگران آن را نميشنوند. هر اتفاق بد لزوماً براي اين اشخاص تماماً بدي و زشتي نيست و هر رويداد خوش نيز. ميتوانيم بگوييم رنگ بنفش، بينش آنان از جسم يك حادثه يا چيز عبور ميدهد و باطن آن را نيز به او مينماياند. پس بنفش را دريابيد و مراقب باشيد با فراموش كردن آن مثل بسياري از مردم سطحينگر نشويد.
چاكراي هشتم آنقدر والاست كه اصلاً درون بدن جاي ندارد. رنگ زرشكي روشن به انسان بينشي والا و برتر هديه ميكند كه بتواند ذات مقدس الهي را در هر چيز و هر موجوديت اين جهان بيابد و به عبارتي جسم را با روح پيوند دهد.
نكتهاي كه در تمامي گفتههاي بالا به چشم ميخورد اينست كه رنگين كمان وجود مثل رنگين كمان آسمان است و رنگها نيز همان رنگها. همانطور كه قوس و قزح گنبد آبي با وجود تمامي رنگها معني پيدا ميكند، چرخهاي رنگين وجود نيز به هم متصلند و هر كدام كار ديگري را تكميل مينمايند. اين دستگاه با وجود تمامي چرخهايش كارآمد است وگرنه مفهوم ناقصي بيش نيست. پس به تمامي رنگها توجه كنيد و هرگز يكي را از قلم نيندازيد.
شرح ذكر شده تنها گوشهاي از معاني و قسمتهاي مرتبط «چاكرا»ها يا چرخهاي انرژي را مورد بررسي قرار داده است. در آخر بايد گفت اين چرخها دروازههايي هستند كه ما را به سوي سيارات، جهان هستي و خدا رهنمون ميسازند. وقتي اين چرخها در توازن كامل باشند و كارشان را به خوبي انجام دهند قادر ميشويم جسم خود را با كالبدهاي بالاتر پيوند بزنيم.
مترجم: فرناز صفدري