
[1]از رسيدن به كربلا تا تشنگي اهل بيت
85/11/08
ایرنا:كاروان امام حسين(ع) در يك طرف و سپاه هزار نفري حر بن يزيد رياحي در طرف ديگر، همچنان به راه خود پيش ميرفتند تا به منزل گاه "بيضا" رسيدند. در اين منزل گاه امام(ع) بار ديگر خطبهاي را براي اتمام حجت كه معروف به خطبه "غرائي" است، خواندند.
در بخشي از خطبه اين گونه آمده است: كسي كه سلطان ستمگري را ببيند كه حلال خدا را حرام ميكند و عهد شكني و مخالف سنت رسول خدا (ص) است و كارش فسق و فساد و تجاوز ميباشد، اگر با زيان و عمل به مبارزه با او برنخيزيد، بر خداوند سزاواراست آنها را وارد جايگاه همان ستمگر، يعني جهنم نمايد...
گفته شده كه در همين محل نامه ابن زياد! به حر رسيد. عبيد اله در اين نامه از حر خواسته بود كه به محض رسيدن نامه، حسين (ع) و يارانش را در يك بيابان بيآب بازداشت كند.
پس از اين است كه امام (ع) و يارانش به سرزميني به نام نينوا رسيدند.
زهيربن قين پيشنهاد كرد كه در نزديك شط فرات قريهاي وجود دارد كه محل مناسبي براي سنگر گرفتن است ، كاروان مستقر شود. امام (ع) نام اين قريه را پرسيد ، عرض كردند، نام اين محل " عقر"(است.
امام (ع) فرمود : پناه ميبرم به خدا از "عقر" . آنگاه رو كرد به سمت سپاه حر و خطاب به حر فرمود: مانع نشو ما از اين بيابان به اين نزديكي (كنار فرات) حركت كنيم، اما حر مانع شد و كاروان امام (ع) ناچار مسير خود را تغيير داد تا اين كه در محلي گفته شده كه اسب امام (ع) از حركت باز ايستاد.
زهير عرض كرد: اين سرزمين "طف" ( (Tafنام دارد. امام (ع) فرمود نام ديگري هم دارد؟ و عرض كرد بلي يابن رسول الله . نام اين سرزمين "كربلا" است.
امام (ع) فرمود: خدايا پناه ميبرم به تو از كرب و بلا ( اندوه و رنج) پس فرمود: "ها هنا مناخ ركابنا و محط رحالنا و مقتل رجالنا و مسفك دمائنا ...، (همين جا محل بارها و مكان اقامت ما و كشتارگاه مردان ماو محل ريختن خون ما و جايگاه قبرهاي ما است و جدم رسول خدا (ص) اين چنين به من خبر داد. (بحار ج ، ۴۴ص ( ۸۳
اين روز مطابق بسياري از روايات و اسناد معتبر ديگر روز دوم ماه محرم الحرام سال ۶۱هجري برابر با يكم شهريور سال ۶۰شمسي و ۲۰آگوست سال ۶۸۱ ميلادي بود.
گفته شده است كه پس از استقرار كاروان امام حسين (ع) در كربلا، ابن زياد نامهاي به امام (ع) به اين مضمون نوشت: "... به من خبر دادند كه تو به كربلا آمدهاي و يزيد بن معاويه براي من نوشته است كه بر بستر خود بروم و آرام نگيرم و غذاي سير نخورم تا تو را به خداي لطيف برسانم، يا آنكه به حكم من و يزيد درآيي، والسلام".
وقتي نامه به دست امام (ع) رسيد و آن را خواند، آن را دور انداخت و به نامه رسان فرمود: نامه ابن زياد جواب ندارد.ابن زياد از اين موضوع آگاه شد و همان وقت سپاه " عمر سعد ابيالوقاص" با چهار هزار نفر به سمت كربلا روانه ساخت.
عبيداله به ابن سعد نوشت: به حسين (ع) و يارانش سخت بگير و آب را از آنها منع كن !
روز هفتم محرم به دستور عمر سعد آب بر حسين (ع) و ياران و خاندان پيامبر (ص) بستند و بدين وسيله اهل بيت امام حسين (ع) از اين روز به بعد در تشنگي بسر بردند.