اهتمام براى مستضعفان (1) (845 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (619 بار خوانده شده است)  اهتمام براى مستضعفان (1)
85/11/04 مصطفى دلشاد تهرانى از امور مسلم در مشى پيامبر خدا (ص) و ائمه هدى (ع)، اهتمام ايشان براى مستضعفان است. يعنى با آنها بودن، ايستادن در جبهه ايشان، حفظ كرامت آنها، تلاش براى زدودن محروميتهايشان و سير دادن آنها به عزت حقيقيشان. اهتمام براى آنان كه از حقوق واقعى خود محروم شدهاند. اهتمام براى آزاد ساختن آنان از اسارتها و فراهم كردن زمينه صعود. اهتمام براى آنان كه طالب حقند و محروم از حقوق. آنها كه بهترين بندگان خدا هستند. آن مستضعفان صالح وارث زمين شوند و دولتى حق، همه محروميتها را بزدايد. خداوند به آنها عنايت دارد و رسول خدا (ص) و اوصيايش به آنها عطوفت فراوان داشتند. پيامبر اكرم (ص) «رحمة للعالمين» 1 است، رحمت واسعهاى است براى همه، و رحمت خاصهاى است براى مستضعفان صالح. پيامبر اكرم (ص) خود را از آنان مىدانست، بلكه همه پيامبران الهى از مستضعفان بودهاند. خاستگاه آنان از مستضعفان بوده است. به بيان امام امت (ره): «اسلام براى همه است اسلام از توده پيدا شده است و براى توده كار مىكند. اسلام از طبقه بالا پيدا نشده است. پيغمبر اكرم از همين جمعيت پايين بود. از همين بين جمعيت پا شد و قيام كرد اصحاب او از همين مردم پايين بودند. از اين طبقه سوم بودند . آنها طبقه بالا مخالفين پيغمبر اكرم بودند (پيامبر اكرم) از همين توده پيدا شده است و براى همين جمعيت، همين ملت قيام كرده است، به نفع همين ملت احكام آورده است.» 2 همه پيامبران الهى چنين بودهاند، با مستضعفان، در كنار آنها، براى برپايى عدالت و حق. ورام بن أبى فراس آورده است: «و كان سليمان بن داود عليهما السلام اذا اصبح تصفح وجوه الاغنياء والاشراف حتى يجىء الى المساكين فيقعد معهم و يقول: مسكين مع المساكين.» 3 سليمان بن داود (ع) صبح كه مىشد در چهره توانگران و اشراف تأمل و جستجو مىكرد تا وقتى كه به مستمندان مىرسيد، با آنها مىنشست و مىگفت: مستمندى با مستمندان. حضرت سليمان (ع) خود را مسكين مىدانست و در جبهه ايشان قرار مىگرفت. پيامبران الهى، همگى چنين بودند و اين گونه بودن را توصيه مىكردند. از امام صادق (ع)نقل شده است كه: «ان عيسى عليه السلام لما ارادوداع اصحابه جمعهم و امرهم بضعفاء الخلق و نهاهم عن الجبابرة.» 4 چون عيسى (ع) خواست با ياران خود وداع كند، آنان را جمع كرد و (به اهتمام) درباره مردمان ناتوان فرمان داد و از (گرايش و نزديكى به) جباران و گردنكشان پرهيز داد. مستضعفان مورى بحث، كسانى هستند كه خوى استكبار، بزرگ بينى، خودبينى، تكبر و برترى جويى ندارند. اين مستضعفان مقابل مستكبرانند. آنان كه دنيا در چشمشان كوچك و حقير است و حق بزرگ و عزيز. امير مؤمنان (ع) آنجا كه مىخواهد ابوذر غفارى (ره) را توصيف كند، با عنوان «مستضعف» توصيف مىكند و ويژگيهاى اين انسان مستضعف و نمونه را بيان مىكند: در گذشته يك برادر خدايى (و دينى) داشتيم كه توصيفش چنين است): آنچه او را در نظرم بزرگ جلوه مىداد، كوچكى دنيا در نظر او بود. او از تحت حكومت شكمش خارج شده بود. آنچه نمىيافت اشتهايش را نداشت و از آنچه مىيافت زياد مصرف نمىكرد. اكثر اوقات زندگيش ساكت بود. اگر سخن مىگفت بر گويندگان چيره بود و عطش پرسش كنندگان را فرو مىنشاند. ضعيف و مستضعف بود. اگر كارى جدى به ميان مىآمد همچون شير بيشه مىخروشيد و مانند مار بيابانى به حركت مىآمد. پيش از حضور در محكمه قضاوت دليل اقامه نمىكرد، هيچكس را نسبت به كارش - در آنجا كه امكان داشت عذرى داشته باشد - قبل از استماع عذرش ملامت نمىكرد. از هيچ دردى جز هنگام بهبودى شكايت نمىكرد. سخنى را مىگفت كه خود انجام مىداد و چيزى كه عمل نمىكرد نمىگفت. اگر در سخن گفتن مغلوب مىشد، در سكوت، كسى بر او غلبه نمىيافت. بر شيندن حريصتر بود تا گفتن. هرگاه دو كار برايش پيش مىآمد مىانديشيد كه كدام به هوا و هوس نزديكتر است، با آن مخالفت مىورزيد. بر شما باد به داشتن اين اخلاق نيك. از يكديگر در داشتن آنها سبقت گيريد. و اگر قدرت انجام همه آنها را نداريد، بدانيد انجام كمى ازآن بهتر از ترك بسيار است .5 اينها بهترين بندگان خدا هستند. از رسول حق (ص) نقل شده كه فرمود: «الا اخبركم بشر عبادالله؟: الفظ المتكبر. الا اخبركم بخير عبادالله؟ الضعيف المستضعف...» 6 آيا شما را از بدترين بندگان خدا آگاه نسازم؟ درشتخوى متكبر آيا شما را از بهترين بندگان خدا آگاه نسازم؟: ناتوان مستضعف. بنابراين، همه تلاشها بايد براى آنهاباشد، براى بالا كشيد آنها، براى بريدن بندهاى اسارت آنها، براى قطع اسباب مكيدن خون آنها. آنها ملوك اهل بهشتند. «الا اخبركم عن ملوك اهل الجنة؟: كل ضعيف مستضعف...» 7 آيا شما را از سران و پادشاهان بهشت آگاه نسازم؟ هر ناتوان مستضعف و نيز فرمود: «آيا شما را به اهل بهشت رهنمود نشوم؟: هر ناتوان مستضعف.» 8 انسانهايى چون: سلمان، ابوذر، مقداد، بلال، ... كه بهشت بدانان مشتاق است. 9 پيامبر رحمت، سخت آنان را دوست مىداشت و مىفرمود: «امرنى ربى بحب المساكين المسلمين.» 10 پروردگارم مرا فرمان داده كه مسلمانان بى چيز را دوست بدارم. اين محبت، محبت الهى به مستضعفان و فقيران و مسكينان است كه در فرستاده او و پيروانش جلوه دارد.
|