
[1]نیم نگاهی به هنرهای دستی استان سر سبز مازندران
85/11/02
صنايع دستی
از صنايع دستی موجود در استان مازندران می توان به قالی بافی، گليم بافی، جاجيمچه بافی، بافت گليچه، چوقا، شمد و ملحفه، سوزن دوزی، رنگرزی و چاپ سنتی سفالگری و سراميک سازی، فرآورده های پوست و چرم، هنرهای مرتبط با فلز، هنرهای مرتبط با چوب، حصير بافی، طراحی سنتی و نگارگری، صحافی و جلد سازی سنتی، صنايع دستی دريايی عروسک سازی اشاره کرد. قالی بافی و گليم بافی از رشته های اصلی و اساسی مازندران نيست ولی در استان بافته می شود. در شرايطی که فرش در بعضی مناطق حرف اول برای ابراز وجود دارد تنها شهرت خود را در مازندران به ساير رشته ها واگذار کرده است و نقشه هايی که درمازندران بافته می شود مربوط به ساير مناطق است.
دستبافی (نساجی سنتی )
امروزه دستبافی به صورت تهيه و توليد انواع پارچه ها و برخی زيراندازها جاجيم، جاجيمچه، روتختی، روميزی، روسری، لباسهای محلی، ملحفه و شمد و ... . در بسياری از مناطق روستايی و برخی نقاط شهری استان مازندران مرسوم است. راميان در استان مازندران نيز يکی از مراکز مهم پارچه های ابريشمی محسوب می شود. بعضی از دستبافان از دستگاههای ساده بافندگی نظير دستگاههای "دووردی" و "چهاروردی" استفاده می نمايند و برخی از آنها دستگاههای ژاکارد دستی، تک فاز و سه فاز را نيز به تدريج جايگزين دستگاههای قديمی نموده اند.
قالی کلاردشت
قالی کلاردشت، فرشی است که در منطقه مازندران و حتی در ايران، بسيار ناشناخته است و حتی بين تجار و بافندگان نيز نا آشنا است. اين قالی در بازار داخل بطور کل خريدار بسيار اندکی دارد و تنها گروهی از صادر کنندگان قالی اقدام به صادرات آن به کشورهای اروپايی می نمايند. معروفترين قالی کلاردشت در روستای مکارود استان بافته می شود. قالی کلاردشت جزء قاليهای درشت با فت می باشد که به قالی خرسک نيز معروف است. نقوش قالی کلاردشت عمدتاً ذهنی و بدون نقشه هستند. در نقشهای قالی کلاردشت گويی طبيعت زيبا و در عين حال سخت کوهستانی متجلی می شود. نقش "مل چفته" در حاشيه گليم هرسين دقيقاً در حاشيه نقش متن يک قالی قديمی کلاردشت مشاهده می شود. از ديگر نقوش قالی در کلاردشت می توان به نقش جنگلی، صندوقی، رودبارکی، مجمه ای، گل سينی، عينکی، چخماقی، رسولی، شمله، خرکی، شکری، سيخ کبابی و مزلقان اشاره کرد.
گلهايی که در متن فرش کلاردشت استفاده می کنند، عبارتند از
رسين گل (که به آن" طناب رسن" می گويند)، شاخ نر، چنگ گربه، گل کلوچه، حلوا قجل( که يک نوع حلوا با کره محلی و عسل درست می شود)، نقشه گوزن، گنجشک، مسير کاه گل، شانه هيری، گل ترکمن، گل لاری، گل شاه عباسی، پيل مل يا پول گردن، ماهی گل، گل چخماق، لوله پنجه، پيچ پيچی، پمپال، گل سينی، ميش دندان، گل پياله، پتو گل، کريم خانی، چهارواز، چنار، گل شيدی، پل بز(بز بدون شاخ) و بز چلچله ای(بز شاخ دار)
حصير بافي
حصيربافی نيز از جمله هنرهايی است که جنبه خود مصرفی دارد ولی در حال حاضر جنبه هنری کمتری دارد و بيشتر برای روزمره استفاده می شود حصير بافي در برخي از روستاهاي استان مازندران به ويژه در غرب استان رايج است. در مازندران از نوعي حصير به نام « كوب » براي زير انداز استفاده مي شود. براي بافت « كوب» از گياهان خود رو چون « گاله » و « واش » كه در باتلاق ها و اب بندان ها مي رويد بهره مي جويند. براي تهيه زنبيل و سبد نيز از همين گياهان استفاده مي شود. گاه تهيه اين مصنوعات با به كارگيري چوب و ني ياد و نوع علف به نام هاي « وران » و « سازير » انجام مي شود.
گليم بافي
گليم بافي نيز يكي از ديگر صنايع دستي و سنتي استان محسوب مي شود. در حال حاضر در بيشتر روستاها و شهرهاي استان به اين هنر اشتغال دارند. نقوش گليم اغلب به شكل هندسي است و بافنده با الهام گرفتن از اطراف طبيعت خود، نقش مي زند. رنگ گليم نيز بر گرفته از طبيعت پيرامون و غالب رنگ هاي تند و شاد مانند قرمز ، نارنجي ، كرم، سبز، سرمه اي است.
جاجيم بافي
در ميان دست بافت هاي روستايي ، جاجيم از اهميت بيشتري برخوردار است و كاربردهايي نظير زيرانداز، پشتي، سجاده رختخواب پيچ، مفرش، پتو، وريه كرسي و... داردو اين هنر در بسياري از مناطق روستايي از جمله « متكازين » از توابع بهشهر بخش دودانگه شهرستان ساري، آلاشت سواد كوه ، كجور، نوشهر و كلاردشت چالوس اقبال و توجه است. در روستاي كوهستاني و ييلاقي متكازين در بخش هزار جريب بهشهر ، اصولا" بافت جاجيم توسط زنان صورت مي گيرد و مردان جز در مرحله تهيه پشم، نقش چنداني ندارند. در بافت جاجيم اين منطقه پس از بافتن حاشيه، نقش اندازي كه در اصطلاح « گل » خوانده مي شود صورت مي گيرد . اين نقش ها اسامي مختلفي دارند چهار گل، خشتي ، پنجه اي، گل آفتاب گردان، آفتاب تيره، حاشيه هاي اطراف نيز با طرح مثلث دندانه دار پر مي شود.براي بافت جاجيم در اندازه هاي بزرگ تر دو يا چند عدد جاجيم بافته شده به اندازه عرض دار موجود را به يكديگر متصل مي نمايند و يك جاجيم در اندازه دل خواه شكل مي گيرد.
جوراب بافي
جوراب بافي يكي از صنايع دستي رايج و بومي منطقه است كه به ويژه در روستاي « صالحان » از جمله صنايع دستي اساسي محسوب مي شود. اين صنعت بومي را مي توان بر مبناي توليد و مصرف آن به جوراب چكمه اي يا گردن بلند و گردن كوتاه تقسيم كرد. در روستاهاي منطقه در حال حاضر توليد جوراب به شكل ساده انجام مي شود و پشم گرفته شده از گوسفند بدون ررنگ آميزي واستفاده از نقوش مختلف عرضه شده و جنبه هنري ندارد.
موج بافي
ماده اوليه موج بافي كه به نام هاي « رختخواب پيچ » و « ايزار » نيز معروف است، پشم است. به همين دليل ارزان و قابل شستشو داراي استحكام، نرم و سبك است. موج بافي به دليل صفت هايي كه بر شمرديم، به عنوان هنري فراگيري در كذشته مطرح بود و اكنون ميز كم وبيش در اين منطقه رواج دارد.امروزه اين هنر بيشتر در روستاهاي منطقه كجور به جا مانده است. گونه اي از اين دست بافت ها با همين كاربرد « چاد شب » ناميده مي شود. معروف ترين آن « چادر شب دارايي» است كه داراي رنگ هاي متنوع به وبژه طيف هاي گوناگون رنگ قرمز كه جاذبه بيشتري نسبت به رنگ هاي ديگر دارد است. در اين منطقه در كنار بافت اين نوع پارچه، سفره هاي ظريف و پرارزش نيز بافته مي شود.
پارچه بافي
در گذشته بافت انواع پارچه هاپشمي، ابريشمي و نخي معمول بود. نوعي پارچه ابريشمي كه اليجه نام داشت براي دوخت كت زنانه به كار مي رفت. از پارچه هاي پشمي « چوغا» و « باشلق» براي پالتو استفاده مي شود. و از شمد كه نوعي پارچه خنك و لطيف است در تابستان به جاي پتو استفاده مي شود.
چنته لفور
چنته نوعي كيف دسته دار است كه در قريه « لفور» از توابع سواد كوه توليد مي شود براي بافت آن از دستگاه « كرك چال » استفاده مي شود و مراحل توليد آن مانند جاجيم است با اين تفاوت كه پس از پايان كار، دوردوزي و گاه با مهره هاي تزييني و خرمهره تزيين مي شود.
نمدمالی
نمد مالی يکی از رشته های مهم استان است. تهيه نمد براساس دو خاصيت پشم است، يکی خاصيت جعديابی و ديگری پوسته ای شدن. زمانی که پشم در حرارت مرطوب مجعد شده و الياف آن درهم می روند پوسته ها نمی گذارند الياف دوباره از هم باز شوند اين بهم پيچيدگی، بافت نا منظمی درست می کند که اگر ترکيبات نمدسازی (مانند خاک نمد) را به آن بيافزايند محکمتر می شود.نمد مالي در بيشتر مناطق استان مازندران به خصوص درمنطقه كجور و روستاهاي اطراف رامسر رواج دارد. ماده اصلي نمد پشم و گوسفند و به رنگ هاي طبيعي مانند سفيد و سياه و قهوه اي و براي نقش اندازي آن از پشم هاي رنگ شده شيميايي بهره مي جويند معمولا" ساخت يك قطعه نمد يك روز به طول مي انجاميد و اغلب چند نفر روي آن كار مي كنند.
صنايع چوبي
صاحبان پيشه و فن همواره با عشق به زيبايي و سايل مادي زندگي را خلق كرده اند . دستان توانمند هنرمند ذهن مستقل و پويا وانديشه جستجو گرش مجموعه اي ديدني و سزاوار تحسين را به يادگار گذاشته است . مهم ترين آنها عبارتند از
کنده کاری روی چوب
در استان مازندران به دليل شرايط جوی و محيطی و وجود جنگل های فراوان توليد صنايع و هنرهای چوبی بسيار رايج است. از جمله اشيای کنده کاری شده، پيمانه و ظرف شير، قاشق شربت خوری، صندوق تخته شطرنج يا تخته نرد و قندان و مجسمه های حيوانات است. چوبهايی که برای اين رشته هنری استفاده می شود چوبهايی هستند که دارای سطح صاف و مناسبی می باشند مثل چوب گردو، فوفل، راش انار سرخ، انار زرد و افرا. اما برای کارهای ظريفتر از چوب گلابی استفاده می شود. ايجاد نقشهای برجسته از جمله فنون معمول است، و آن را منبت می نامند.يکی ديگر از روشهايی که زياد به کار برده می شود و با برجسته کاری ترکيب می شود، مشبک است. يکی از فعاليتهای منبت کاران در گذشته ساختن قالبهای مشبک در و پنجره بود، که گاهی اوقات فضای بين گره ها با شيشه رنگی پر می شد، اين گره ها را قامه می ناميدند.
در ضريح ، صندوق مزار، ارسي
از قرن پنجم تا هفتم ه.ق. هنرمند منب كار با استفاده از شيوه قاب و گره ، طرح هاي نو آفريده از قرن هشتم هجري نمونه هاي فراواني از رسم و عناصر هندسي و اشكال نباتي و گل و بته روي منبرهاي چوبي، صندوق مزارها، در و پنجره و رحل قرآن باقي مانده است.ازاوايل قرن نهم هجري اين هنر رونق ويژه اي يافت و صنعتگران موفق شدند در اثار خود با به كارگيري انواع خطوط نمونه هاي ارزشمندي را بيافرينند كه اكنون زينت افزاي مرقد امامزادگان و بزرگان ديني است.پنجره هاي زيبا و خوش نقش و نگار چوبي كه نشانه نور و روشنايي است با استفاده از هنر گره سازي و نقش هاي هندسي سه گوشه و چهار گوشه، ستاره هاي چهار پر و هشت پر و و درنهايت شيشه هاي رنگين پيشاني و رواق بناها راآذين مي بخشد اين پنجره ها به اورسي معروفند.
لاك تراشي
لاك تراشي در مناطق روستايي و جنگلي مورد توجه پيشه وران هنرمندان بوده و انواع سازه هاي آن براساس نياز زندگي روزمره رشد يافته است. روستاييان ساكن مناطق جنگلي درگذشته بيشترين نيازهاي خود را از چوب تهيه مي كردند و در ساخت لوازم چوبي از مهارت خوبي برخوردار بودند.استادكاران بااستفاده از ريشه و تنه درختان بدون بهره گيري از ابزار كار امروزي ظروف چوبي مانند جوله، كلز، لاك دانه پاش، قند چوله، تنباكو چوله، قاشق ، ملاقه، كترا، توليد مي كرند.هنر لاك تراشي يك كار ابتكاري است و جنگل نشينان با شناختي كه از انواع درختان جنگلي دارند براي ساخت مصنوعات چوبي از ريشه و چوب درختان خاصي با استفاده از ابزار كار بسيار ابتدايي استفاده مي كنند.درختاني كه از چوب آنها براي اين كار بهره مي گيرند افرا، راش، ملج، توسكا، ممرز، شمشاد ، نم دار و انجيلي است. ظروفي كه از ريشه درختان تهيه مي شود سبك تر و در مقابل سرما و گرما مقاوم تر است ترك بر نمي دارد و در اثر ضربه به سادگي نمي شكند لاك تراشان معتقدند ظروفي كه از ريشه درختان تهيه مي شود، اگر خوب نگه داري شود عمر مفيد آنها حداقل بالاي صد سال خواهد بود . در صورتي كه لوازم تهيه شده از ساقه و تنها درختان همين خاطر در گذشته لاك تراشان لوازم مورد نياز در منزل را از ريشه تحتاني ريشه هايي كه از ساقه با شيب ملايمي در خاك نفوذ كرده اند استفاده كنند زيرا به نظر آنان قسمت تحتاني اين نوع ريشه ها كمتر در معرض برف و باران قرار داشت.برخي از ظروف چوبي كه در مازندارن كاربرد دارد عبارتند از
دانه پاش
به جاي سيني براي پاك كردن برنج و حبوبات به كار مي رود.
جوله
اين وسيله شبيه پارچ آب، باگردن باريك و دهانه اي گشاد و در اندازه هاي متفاوت ساخته مي شود. در قديم براي دوشيدن شير و نگه داري انواع مواد لبني از آن بهره مي گرفتند از نقش هاي متدوال روي بدنه جوله مي توان از جوله نقش مارپيچ ، نقش زنجيره اي و نقش حلوايي نام برد.بزرگ ترين نوع جوله مندر ناميده مي شود كه حدود 18كيلوگرم ظرفيت دارد . نوع ديگري از جوله كه جوله كون نام دراد از ريشه درخت افرا تراشيده مي شود.
كلز
از اين وسيله چوبي به جاي ملاقه براي هم زدن و سرد كردن شير استفاده مي كردند در مناطق مختلف مازندران اين وسيله به نام هاي گوناگون خوانده مي شود. به طور مثال در منطقه رامسر گيال در بخش مركزي كلز يا كيلز و در منطقه گرگان كمچه لز نوع ديگر پيمانه شير به نام منقار درمناطق جنگلي ساخته مي شود و حدود 200 كليوگرم ظرفيت دارد.قاشق و ملاقه وكفگير: اين وسايل كه در زبان محلي « گچه » « پل گير » و « كترا » ناميده مي شود. از ساقه و شاخه درخت شمشاد تهيه شده و در كنار انواع وسايل امروزي همچنان گذشته كابرد دارند.
كيله لاك
به عنوان پيمانه استفاده مي شود. هر پيمانه حدود 6 كيلوگرم « شالي » و يا « جو » و حدود5/7 كيلوگرم « گندم » ظرفيت دارد.
عصا
از چوب درخت آزاد كه به زبان محلي « ازدار» نام دارد تهيه مي شود.
قند چوله
براي خرد كردن قند به كار مي رود.
تنباكو چوله
به عنوان ظرف تنباكو مورد استفاده دارد.
سير كوب
در اندازه هاي متفاوت ساخته مي شود. در قديم از اين ظرف به جاي هاون براي كوبيدن و خرد كردن نيز استفاده مي شد.
سفالگری و سراميک سازی
خاک رس که ماده اوليه کوزه گری است تقريباً در هر کشوری و در هر منطقه ای يافت می شود. و وقتی که بشر اوليه زندگی شکاری خود را تبديل به دامداری و کشاورزی کرد کوزه های سفالينه نيز به وجود آمد. سفالگری در مازندران نيز از رشته های بسيار رايج است. خاک رس در منطقه بسيار يافت می شود و به دليل در دسترس بودن خاک رس، اين از رشته های رايج استان می باشد. يكي از مراكز ساخت سفال و سفال گري، كلاگر، محله جويبار و اقاي غلامعلي چيني ساز از استادان به نام اين منطقه است. ابزار سفال گري شامل چرخ، كاردك براي بريدن و سوراخ كردن كار، غربال ، سطل، تشت ، كوره ، ول كارد ، نخ ، قالب گل زدن است. مهمترين مراکز سفالگری استان مازندران عبارتند از کلاگر محله جويبار در 19 کيلومتری قائم شهر، چالوس، تنکابن و برخی از روستاهای بابل و آمل.
طراحی سنتی و نگارگری
طراحی سنتی و نگارگری بسيار محدود است و تقريباً می توان گفت حرفی برای گفتن در اين خطه سبز ندارد.
صحافی و جلد سازی
صحافی و جلد سازی سنتی نيز بسيار محدود است
ساير رشته های صنايع دستی مثل صنايع دريايی، عروسک سازی و .... است.