جمعه 29 ارديبهشت 1391 - 5:20   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

عوامل گسترش اسلام(3)

(704 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(842 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر

عوامل گسترش اسلام(3)

85/11/02
دعوت وتبلغ اسلام
در كار تبليغ اسلام تحرك داشت به طائف سفر كرد , در ايام حج در ميان قبايل مى گشت و تبليغ مى كرد , يك بار على ( عليه السلام ) و بار ديگر معاذبن جبل را به يمن براى تبليغ فرستاد , مصعب بن عمير را پيش از آمدن خودش براى تبليغ مردم مدينه به مدينه فرستاد , گروه فراوانى از يارانش را به حبشه فرستاد آنها ضمن نجاتاز آزار مكيان , اسلام را تبليغ كردند و زمينه اسلام نجاشى پادشاه حبشه و نيمى از مردم حبشه را فراهم كردند در سال ششم هجرى به سران كشورهاى جهان نامه نوشت و نبوت و رسالت خويش را به آنها اعلام كرد در حدود صد نامه از او باقى است كه به شخصيتهاى مختلف نوشته است و پيامبري خودرااعلام كرد. و او را دعوت به قبول اسلام كردند . نامه ها نوشتند به همه سران بزرگ جهان و رسالت خودشان را به آنها ابلاغ كردند ..., اگر چه بعضى از آنها جواب ندادند ولى بسيارى شان جوابهاى بسيار محترمانه و متواضعانه دادند , فرستاده پيغمبر اكرم را احترام كردند , همراه او هدايايى براى حضرت فرستادند و بالاخره جواب مؤدبانه اى دادند . تنها فردى كه بى ادبانه رفتار كرد , خسرو پرويز بود كه نامه حضرت را دريد و چون پادشاه يمن دست نشانده ايران , و يمن تحت الحماية ايران بود , نامه اى نوشت به بازان پادشاه يمن كه اين مرد كيست كه در جزيرة العرب پيدا شده و به خود جرأت داده است كه به من نامه .بنويسد و مرا دعوت كند و اسم خودش را قبل از اسم من بنويسد ؟ فورا كسى را مى فرستى درباره اين مرد تحقيق بكند و او را كت بسته بياورد به يمن , بعد او را بفرست نزد من تا مجازاتش بكنم , و از اين مهملات. او هم نماينده ايران را با يك نماينده از طرف خودش فرستاد مدينه خدمت رسول اكرم و گفت : خسرو چنين نامه اى نوشته است , شما چه جواب مى دهيد ؟ پيغمبر اكرم اينها را معطل كرد . آمدند براى جواب , فرمود : بسيار خوب , حالا اينجا باشيد تا من به شما جواب بدهم . چند روز بعد آمدند . فرمود بعد بيائيد . شايد حدود چهل روز اينها را معطل كرد . يك روز آمدند خدمت حضرت گفتند : ديگر ما وظيفه نداريم بيش از اين معطل بشويم , تصميم گرفته ايم برويم , آخرين جوابى كه داريد بدهيد . جواب خداوندگار ما خسرو پرويز را چه مى دهيد ؟ فرمود جوابش اين است كه ( ديشب خداى ما شكم خداوندگار شما خسرو پرويز را به دست پسرش شيرويه دريد و موضوع از اساس منتفى شد] . وقتى كه برگشتند خبر را به بازان دادند . ( هنوز گزارش نرسيده بود چون از مدائن تا آنجا خيلى فاصله بود ) . بازان گفت : اگر اين راست باشد علامت نبوت و پيغمبرى اين مرد است . صبر مى كنيم ببينيم از ايران چه خبر مىآيد . چند روز گذشت كه فرستاده شيرويه آمد كه خسرو پرويز كشته شد و اكنون من پادشاه اين مملكت هستم . راجع به آن مردى كه در عربستان ادعاى نبوت و رسالت دارد , تو متعرض نشو . اينجا بود كه زمينه اسلام در يمن پيدا شد . به علاوه در يمن عده زيادى ايرانى بودند . ما در كتاب ( خدمات متقابل اسلام و ايران]( اين موضوع را ذكر كرده ايم كه اساسا ايرانيها اولين بار در يمن مسلمان شدند و اسلام ايرانيها از جنبه تبليغ از يمن آمد , و خلوصى هم كه ايرانيهاى مقيم يمن نشان دادند غير آنها نشان ندادند . و چون يمن تحت الحماية ايران بود , ايرانيهاى زيادى رفته بودند به يمن و در آنجا زندگى مى كردند كه آنها را ابناء و احرار و آزادگان مى گفتند و اينها قبل از ديگران اسلام اختيار كردند . نيمى از مردم يمن در زمان رسول خدا مسلمان بودند , و براى نيم ديگر كه هنوز مسلمان نبودند پيغمبر اكرم يك نبوت معاذبن جبل را و يك نوبت هم وجود مقدس على عليه السلام را براى تبليغ و دعوت به يمن فرستاد كه اين دومى نوبت آخر و در حجة الوداع بود , يعنى دو ماه قبل از وفات رسول اكرم .


 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.