جمعه 29 ارديبهشت 1391 - 5:17   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

پادزهر ترس

(618 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(784 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر

پادزهر ترس

85/11/02
«شجاعت»، «بي‌باكي» و «شهامت» بيشتر اوقات در كنار هم مي‌آيند.اما مفهوم شجاعت را به يك مفهوم افسانه‌اي تبديل كرده‌اند كه فقط مي‌تواند از آن يك قهرمان يك داستان خارق‌العاده باشد. مردم بسياري با شجاعت غريبه‌اند و برايشان گنگ و مرموزمي‌نمايد. علت اين است كه اينان خود از اين ويژگي بي‌بهره‌اند. مردم شجاع نيستند چون دانا نيستند. نمي‌دانند شجاعت و شهامت چطور به وجود مي‌آيد و بدتر از همه اين كه اصلا تلاش نمي‌كنند، بدانند. اين افراد عمري را در چنگال ترس‌هاي گوناگون در اسارت سپري مي‌كنند. سقراط مي‌گويد:«مردم نه تنها نمي‌دانند بلكه اصلا نمي‌دانند كه نمي‌دانند» يا به قول معروف:«آن كس كه نداند و نداند كه نداند در جهل مركب ابد و دهر بماند.»
به همين دليل است كه ترس جزيي جداناشدني از زندگي خيلي آدم‌ هاست. ترس از مرگ، ترس از شكست، ترس از پيروزي،‌ترس از زندگي،‌ ترس از تعبير شدن كابوس‌ها و هراس از به حقيقت پيوسشتن روياها. عده كثيري دنباله روي ديگران هستند چون اعتماد به نفس ندارند و از استقلال وحشت دارند مضحك اينست كه به محض اين كه شخص شجاعي را مي‌بينند،‌به ستايش برمي‌آيند و فورا به دنبالش راه ميفتند ولي اگر آدم بيباك ديگري پيدا شود و به آنها يادآوري كند كه چقدر ترسو و ضعيف هستند،‌به او حمله‌ور مي‌شوند و نابودش مي‌كنند. اما ترس به واقع چيست؟ درك نادرست يا فقدان درك از ناشناخته‌ها. ما به واقعيت نگاه مي‌كنيم اما نه از زوايه‌اي درست و همين خالق اين حس مخرب است. جايي خواندم كه ترس را اينچنين مي‌گفت:«تصويري گمراه‌كننده كه واقعيت به نظر مي‌رسد.» به عبارتي شك و ترديدها،‌ نگراني‌ها و تصويرهايي عنفي كه ما قبل از وقوع پيشامدي در ذهنمان مي‌سازيم،‌ خالقان ترس و بيمناكي هستند. از همين رو بي‌جهت نيست كه شاعران و نويسندگان و انسان‌هاي بزرگ تاريخ از اين احساس با كلماتي منفي و تلخ سخن مي‌گويند. «ويليام شكسپير» شاعر و نمايشنامه‌نويس شهير انگليسي و خالق آثاري چون هملت و مكبث است كه كمتر كسي را مي‌توان يافت كه نام او را نشنيده باشد. او مي‌گويد:«ترس‌ها خائنيني» هستند كه ما را از تلاش و آزمايش مي‌ترسانند تا به آنچه كه مي‌خواهيم نرسيم.» ناآگاهي و ناداني عامل ايجاد ترس است. فيلسوف بزرگ آمريكايي «رالف والدوامرسن» اين چنين مي‌گويد:«دانش پادزهر ترس است». مردان و زنان قهرمان روح‌هايي بزرگ دارند. آنها دائما در حال فراگيري هستند و هر لحظه برآنند كه از قبل آگاهتر و فهيمتر شوند. قهرمان‌ها و انسان‌هاي نامدار «مي‌دانند كه نمي‌دانند» اما به نهايت كوشش مي‌كنند تا بدانند. اين دسته متكبر و مغرور نيستند و با فروتني از هر كه بتوانند مي‌آموزند تفاوت رهبران و دنباله‌روان آنها اينست كه گروه اول به توانايي‌هاي بالقوه خود واقفند ولي جمعيت دوم آنها را انكار مي‌كنند. شهامت و اعتماد به نفس از علم به اطراف و علم به خود سرچشمه مي‌گيرد. اما بايد گفت كه اين طور نيست كه قهرمانان از ترس عاري باشند، نه اصلا اين‌طور نيست. هر انساني با ترس زاده مي‌شود و مردان و زنان بزرگ هم از اين قاعده مستثني نيستند. «نلسون ماندلا» قهرمان پيروزي بر نظام ستمگرانه آپارتايد در آفريقاي جنوبي است. اين سياهپوست جسور،‌مقاوم و قهرمان ملي مي‌گويد:«من ياد گرفتم كه شجاعت اين نيست كه ترسي در وجودمان نباشد، بلكه اينست كه برآن مسلط و حاكم شويم. من به قدري در شرايط گوناگون زندگي‌ام ترسيده‌ام كه اصلا به ياد نمي‌آورم اما هميشه آن را پشت نقابي از شهامت و جسارت مخفي كرده‌ام. مرد شجاع كسي نيست كه نمي‌ترسد بلكه كسي است كه بر ترسش حاكم مي‌شود.» و مردان و زناني چون دكتر مارتين لوتركينگ، رزاپاركس،‌جسي اونز،‌ژاندارك ادموند هيلاري و بسياري ديگر همگي به ارزش آگاهي به خود و به محيط خارج پي برده بودند و همين آگاهيست كه نام آنها را پس از گذشت سال‌ هاي بسيار در تاريخ ماندگار كرده است.
By:Sharif khan
مترجم: آذين صحابي


 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.