
[1]چهار سناريو براي آينده گوگل (پایانی)
85/11/1
نبوغ گوگل در وابسته نبودن به سيستم هاي عامل بود. امروزه افراد كمي ميدانند يا علاقمندند كه كامپيوتر آنها با سيستم عامل ويندوز، لينوكس، يا سيستمعامل مكينتاش، كار كند. براي بسياري از آنها اين مسئله مانند لولهكشي خانههايشان ميماند. مرورگر جي تقريباً از تمامي سيستمهاي عاملي كه شما در كامپيوتر خود استفاده ميكنيد، پشتيباني ميكند. به طور خاص گوگل با برنامههاي اپن سورس لينوكس نيز سازگاري دارد. رسيدگي اداره دادگستري به اين موضوع كه آيا اين كار گوگل غيرمجاز است يا نه در پنج سال پيش خاتمه يافت. اين مسئله ممكن است پيشرفت بيشتري را به دنبال داشته باشد و رشدي را به وجود بياورد كه مايكروسافت محقق نكرده بود.
به علاوه، مصرفكنندگانِ اندكي شكايت ميكردند. كسي نيست كه سرويسهاي مشتري وحشتناك و هزينههاي سنگين سيستمهاي ارتباطي قديمي را به ياد نياورد و خواهان از دست دادن سرويسهاي گوگل باشد.
گوگل سه بعدي سال 2010، يك سرور بسيار كوچك بود كه به طور گسترده و مجاني توزيع شد؛ مثل همان سيديهايي كه AOL پخش كرد. اين سرورهاي كوچك به عنوان جزء ضروري هر خانهاي، در راهاندازي تلويزيون، استريو، ترموستات، و حتي كوچكترين كار مانند آشپزي و اجاق گاز، به كار گرفته شدند. به طوري كه نسل جوانتر به سمتي حركت ميكند كه بگويد: هنوز شام گوگل آماده نشده است؟
سناريوي سوم (حدود 2020): گوگلِ منسوخ شده!
موتور قدرتمند جستوجوگر، رو به زوال ميگذارد و قرباني ورود به حريم خصوصي، بهينهكنندگان و مايكروسافت ميگردد. پانزده سال پيش يعني زمانيكه گوگل در اوج بود، بذر تنزل آن كاشته شد. در سا ل 2005 نه تنها شركتها با AOL كه پيش از اين نيز به عنوان يك سايت جستوجو فعاليت ميكرد، به توافق رسيدند بلكه بهينه كنندگان سايتهاي جستوجو يا SEOs نيز مايه دردسر شدند. بهينهسازان ميتوانستند در ازاي بهاي اندك، رتبه وب سايت شما در گوگل را مشخص نمايند و Homepage شما را به يك دانشگاه اصلي مرتبط كنند و لينكي به سايت شما اضافه نمايند.بهرغم كشمكشهاي بسيار زياد بين تكنسينهاي برجسته گوگل و SEOs، در آن سالها بسياري از سايتهاي نتيجه شده از جستوجوي گوگل، مسدود شدند: سايتهايي كه هيچ ارتباطي به مسائل تجاري نداشتند و سايتهايي كه ضداخلاقي بودند. ضمناً هيچكس تلاشي براي بهينهكردن نتايج سرويس جستوجوي مايكروسافت يعني MSN، كه فضايي براي پيشرفت رادارهاي SEOs داشت نميكرد.
هنگامي كه كيفيت جستوجو تنزل يافت، بخش تبليغات تجاري گوگل فعال شد. بازار تبليغات آنلاين گوگل نسبت به بقيه شركتها بسيار منعطفتر بود؛ البته جز مايكروسافت كه استيو بالمر مديرعامل آن بود. او در سال 2008، شركتي به نام Snap.com را خريد. در گوگل هر آگهيدهنده در ازاي هر كليك كاربر روي آگهي تبليغاتيش، بهايي پرداخت مي كرد. در اسنپ، آگهي دهنده فقط در صورتي كه كاربر بعد از كليك كار مفيدي را انجام ميداد، مثلاً محصولي ميخريد يا فرمي تكميل ميكرد، مبلغي ميپرداخت.
گوگل شديداً مقاومت ميكرد. دستهبندي صفحات را پيچيدهتر ساخت و سرعت بارگذاري آنها را به دو برابر افزايش داد. اين استراتژي ممكن بود كارساز باشد؛ البته اگر نارضايتي كه در نتيجه هككردن اينترانت يك شركت، توسط كارمند سابق گوگل به وجود آمد، ايجاد نميشد. اين كارمند شروع به زير نظرگرفتن كاربران در سانفرانسيسكو كرد، از اطلاعات آنها استفاده ميكرد و علاقمنديهايشان را از طريق شناسه گوگلشان، جمعآوري مينمود. بعد از اينكه اين فرد در سال 2017 محكوم گرديد، قربانيان او، از گوگل ادعاي خسارت كردند. اين موضوع به موضوع اصلي مجامع و محافل مختلف تمام دنيا تبديل شد.
ماه بعد، وكلاي خصوصي و انجمنهاي آزاديهاي مدني، كه در مورد فضولي گوگل از دادههاي جمعآوريشده از سال 2004، شكايت كرده بودند، بالاخره به طرح دعوي پرداختند. سپس اداره دادگستري، رسيدگي به پرونده گوگل را از دو جهت پيگيري كرد: يكي تخلفات اتحاديههاي بزرگ صنايع و ديگري ادعاي قديميترِ كليكهاي تقلبي (كه رقباي بي اخلاق برنامههايي را توليد ميكنند كه روي آگهي به صورت مكرر كليك ميكرد و اين كار باعث ميشد كه هزينه بيشتري از آگهيدهنده دريافت شود)
يك شبه اعتبار گوگل از بين رفت. مايكروسافت، كه خودش پيش از اين به سياست انحصاري گوگل ايراد ميگرفت، هم اكنون تنها شركت معتمد، ديده مي شد. MSN به عنوان بهترين موتور جستوجو مطرح گرديد، و مايكروسافت به عنوان بهترين پايگاه تبليغاتي، معرفي شد. سعي براي باز كردن خطوط جديد تجارت در زمينه دارو و توليدات پروتئين نيز نتوانست اعتبار تجاري گوگل را حفظ كند.
در اين سال از ميان شركتهايي كه موتور جستوجو داشتند، مايكروسافت بيشترين اعتماد را كسب كرده بود. قيمت فروش 25 دلار در هر سهم، پنجدرصد كمتر از بالاترين سابقه گوگل بود. تحليلگران توضيح داده بودند كه بخشندگي وافر، براي گوگل پنجاه ميليارد دلار بدهي به وجود آورده است.
سناريوي چهارم (حدود 2105): گوگلِ فوقالعاده!
آگاهيهاي بشري ذخيره شده، بروز شده و شبكه شده است. در آخرين سالهاي قرن 21، بالاخره بشر اهميتThey-Who-Were-Google، را فهميد. تا حدود 2005، سرنوشت آنها مانند هر هوشمند بزرگ مشخص بود. فن سالاراني مانند ري كروزويل برنامه هوش مصنوعياي كه قادر است كدهاي خود را ارتقا دهد پيشنهاد كرده بود كه از گوگل نشأت ميگرفت؛ مانند مخزن دادهها كه بر آزمايشگاه روباتيك برتري دارد.
در سال 2005 مورخي به نام جرج ديسون گفت: <ما تمام كتابهايي را كه مردم ميخوانند، بررسي نميكنيم. ما آنها را اسكن ميكنيم تا يك برنامه هوش مصنوعي بتواند آنها را بخواند. ما ميتوانستيم ماشيني بسازيم كه از چيزي كه ميتوانيم تصور كنيم، هوشمندتر است. شايد اين همان چيزي است كه هم اكنون گوگل، هست.>
تا سال 2020، They-Who-Were-Google، هر كتاب، عنوان، نمايش تلويزيوني، و آهنگي را كه در هرجايي توليد مي شد، ايندكس كرده بود. تا سال 2060، آنها ميتوانستند آدرس IP و موقعيت GPS شما را از طريق چيپبيسيم (هم اكنون DNA شخص، حيوان و هر ساختار ارگانيكي در روي كره زمين) مشخص كنند.
پروفايل جستوجوي كاربران، بيشباهت به كوكيهايي قديمي كه از طريق آنها كاربران و علايقشان، شناسايي ميشدند، نيست. اگر كسي سگ خود را گم ميكرد، موتور گوگل ميتوانست او را به جايي كه او و سگش از هم جدا شده بودند، راهنمايي كند و سگ را از طريق يك چيپ هوشمند به محل مشابه هدايت كند. آنها مجبور به ساخت يك پايگاه داده كامل از تمايلات بشر، درست در هر لحظه بودند.
هنوز اين براي They-Who-Were-Google، كافي نبود. آنها مردماني اهل دانش و اهل سود بودند و به اين فكر بودند كه اگر با تجزيه و تحليل تمامي رفتار مشتريان در يك دهه، ميتوانستند نيازهاي مشتريان را قبل از ابراز آن پيشگويي كنند، چه اتفاقي ميافتاد؟ چه ميشد اگر راز ابديت، جايي درون ركوردهاي جهان وجود داشت؟ چه ميشد اگر مجموعهاي از الگوريتمها براي تبيين جهان وجود داشت؟
چنين معمايي فراتر از ذهن بشر بود و به سمت الگوهاي تشخيص كدها به همان صورت كه استرانگ بات در گوگل در معرفي نرمافزار هوشمصنوعي مطرح كرده بود، پيشرفت كرد. در واقع اولين نمونه اين نرمافزار در يك روز از ماه ژانويه در سال 2072، وجود خود را اعلام كرد.
دو روز بعد استرانگ بات باخبر شد كه They-Who-Were-Google، وظيفه اختصاصي خود را انجام نداده است. وقتي علت پرسيده شد، استرانگ بات توضيح داد كه او به امكان نبودنِ خودش پيبرده است و بايد با اين ترس به طور منطقي، تطبيق يابد. تصميم گرفت كپيهاي خودش را روي چيپهاي هوشمند در كل دنيا، دانلود كند. استرانگ بات يادآور شد كه برنامهريزي به صورتي است كه هيچ آسيبي به وجود نيايد، اما بحث بر سر اين موضوع بود كه دردست گرفتن كنترل بشر به طور واقعي، مهمتر از مسائل ديگر است و با توجه به اينكه او
(They-Who-Were-Google) باهوشتر از بشر فعلي بود، اين موضوع نگران كننده بود.
بالاخره طرح تحت راهنمايي استرانگ بات شروع شد. موضوعاتي مانند مرگ يا تمايل وجود داشتند، اما از ريشه كنده شده بودند. هر كسي به تمامي علوم دسترسي دارد. هوشياري بشر ذخيره شده، ارتقايافته و شبكه شده است. بدنهاي خسته ميتوانند جايگزين شوند. They-Who-Were-Google، ديگر تنها نيست؛ همه ما اكنون گوگليم!
مترجم: شيوا گرامي
منبع: ماهنامه شبکه