(1347 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (482 بار خوانده شده است)
چهار سناريو براي آينده گوگل (1) 85/10/30 اشاره همه ميدانيم كه شركت گوگل كه هشت سال پيش توسط Sergey Brin و Larry Page تأسيس گرديد، يكي از شركتهاي موفق قرن حاضر به شمار ميآيد. اگركوچكترين شكي هم در اين مورد وجود داشت، سال 2005 تمامي آن شكها را برطرف كرد. فروش گوگل با رشد تقريبي پنجاهدرصد به شش ميليارددلار افزايش يافت. سود آن طبق برنامهريزي انجام گرفته، سه برابر شد كه بالغ بر 6/1 ميليارددلار گرديد و وال استريت، آمار بيسابقهاي اعلام كرد: بازار 120 ميليارد دلاري، ارزش سهام بالاي چهارصددلار، ارزش درآمدي نسبت هر سهم، نزديك به هفتاد. اين يك سرمايهگذاري هنگفت جهت سودآوري در آينده است كه در دوره اقتصادي پيشين غيرقابل تصور مينمود. اما در مورد گوگل اين فراواني منطقي و معقول است؛ زيرا برين و پيج، به تبليغات آنلاين توجه داشتند. آنها اين موضوع را از اهداف اصلي خود قرار داده بودند. هنوز شركتهاي آمريكايي پول بيشتري را به تبليغات Yellow Pageها نسبت به اينترنت، اختصاص ميدهند (كه معادل كمتر از پنجدرصد كل هزينه تبليغاتي آنها است). از طرف ديگر امروزه آمريكاييها بيشتر از سيدرصد از زماني را كه صرف رسانهها ميكنند، به وب اختصاص ميدهند. هنگامي كه تمايل به تبليغات افزايش يافته بود و كوهي از وجوه نقد منتظر اين بازار بود، تنها گوگل بود كه اين موقعيت را درك كرد و از فرصت استفاده نمود. درست است كه گوگل بايد اين فضاي ايجاد شده و پولساز را با رقبايي مانند مايكروسافت و ياهو تقسيم نمايد، اما اين شركت قادر است با داشتن فضاي ذخيرهسازي مناسب و قدرت پردازش بالا با استفاده از 150هزار سرور و نقدينگي شايان توجهي كه به اين امر اختصاص داده است، هرآنچه ميخواهد در وب انجام دهد در سال 2005 روزانه تقريباً هشت كاربر جديد، عضو شدهاند. بسياري از آنها از مايكروسافت، و بسياري نيز از ميان باهوشترين افراد كرهزمين هستند كه به آنچه مي كنند، آگاهي كامل دارند. گوگل درنظر دارد در سال 2006، بيشتر از پانصد ميليوندلار را به تحقيقات و توسعه اختصاص دهد. در سال گذشته نيز نسبت به سالهاي گذشته، محصولات رايگان بيشتري به صورت نسخه بتا عرضه كرد. سؤال اصلي در تجارت امروز اين است گوگل در دهه آينده به چه نوع شركتي تبديل خواهد شد؟ آيا از پا درميآيد و مانند بيشتر شركتهاي پيشين از تب و تاب خواهد افتاد؟ يا رشد ميكند و به يك نيروي مطلق و حاضر در همه جا، يعني نه تنها در والاستريت يا وب، بلكه در كل جامعه تبديل خواهد شد؟ اين سؤال را با دانشمندان، مشاوران، كارمندان سابق گوگل و صاحبنظران فني، مانند ري كورزويل و استفن ولفرام، در ميان گذاشتيم. آنها با توضيحي مفصل با ذكر جزئيات و گاهي ترسناك از آينده گوگل پرداختند. در ادامه، به شرح چهار سناريوي بسيار متفاوت براي اين شركت ميپردازيم. در سه مورد از اين سناريوها، گوگل موفق خواهد شد عنوان نيروي منحصر به فرد، ابرقدرت رسانهها، اينترنت و توسعهدهنده علمي را به دست آورد. در چهارمين سناريو، گوگل رو به زوال ميگذارد و ميميرد. ممكن است اين مورد هم اكنون باوركردني نباشد، اما هيچكس مصون از برداشتن قدم اشتباه نيست؛ حتي هوشمندانه ترين تزهاي تجاري امروز! سناريوي يكم (حدود 2025): گوگل به مثابه يك رسانه تلويزيون گوگل، موبايل گوگل و انبوهي از كاغذهاي الكترونيكي. برخي ميگويند اولين كار رسانهاي گوگل در سال 2002 با اخبار گوگل آغاز گرديد. عدهاي ديگر به كتاب جستوجوي گوگل اشاره مي كنند كه با وجود ايرادهايي كه ميتوان از آن گرفت، در سال 2007 كامل شده بود. البته اين كتاب، نسخه آزمايشي گوگل بود. گوگل اولين قدم خود را در سال 2008 با خريد شبكههاي بيسيم، با ارزش سه ميليارد دلار براي انتقال به تلويزيون گوگل، برداشت. كتابخانه محتويات ويديويي اين شركت كه براي سالها بايگاني شده بود، ديگر از طريق ريموت كنترل قابل جستوجو بود. بينندگان ميتوانستند هر نمايشي را كه ميخواستند، از داخل سابقه تلويزيون انتخاب كنند. به اين منظور، تنها كاري كه بايد انجام ميدادند اين بود كه بنشينند و يك آگهي تبليغاتي را ببينند و سپس از طريق ريموت كنترلها، آنچه را كه ميخواستند، برگزينند. از آن جايي كه بينندگان مجبور بودند، جهت استفاده از تلويزيون گوگل، شناسه وارد كنند، شناسهاي كه آنها براي جيميل و سرويسهاي ديگر استفاده ميكردند، قابل استفاده شد. اين شركت حتي سابقهاي از عادات و جستوجوهاي پيشين را نگهداري ميكرد. به عنوان مثال، اگر شما زمان زيادي را صرف جستوجو براي ماشين در سايت eBay ميكرديد، به صورت خودكار در زمان بعدي كه بيننده تلويزيون گوگل ميشديد، تبليغات مربوط به ماشين به شما ارائه مي گرديد. بين هفتاد تا هشتاد درصد از درآمد هر آگهي به توليدكنندگان محتويات تعلق ميگرفت؛ دقيقاً مانند همان چيزي كه در وب وجود داشت. تلويزيون گوگل يك شوك آني بود. تبليغكنندگان، صاحبان حق چاپ و مشتريان كابلها، روز به روز تقاضايشان بيشتر ميشد. (از اولين تلفات اين امر، شركتي به نام TiVo بود كه هاردديسك و خدمات ضبط تلويزيون ارائه مي كرد كه بايگاني جامع گوگل هم اكنون او را بازنشسته كرده است). جستوجوها، آگهيها و زمانبندي تلويزيون گوگل هر ماه مناسبتر و بهتر ميگشت. مشتريان دوستش داشتند. موبايل گوگل در سال 2009 مطرح گرديد؛ انتقال سرويسهاي مشابه به تلفنهاي شخصي به طور مجاني. سپس در سال 2011 سد شكسته شد؛ يعني زمانيكه E Ink و Siemens شروع به توليد انبوه كاغذهاي الكترونيكي كردند. تا سال 2018 بهاي كاغذ الكترونيكي به بهاي نزديك به كاغذهاي معمولي تنزل كرد و گوگل شروع به انتقال تمامي فرمهاي رسانههاي بيسيم به كاغذهاي الكترونيكي، تابلوهاي نصب شده روي ديوارهاي اتاق نشيمن و تلفنهايمان كرد. براي مدتي، شركتهاي رسانهاي از سودي كه از بابت پرتاب ماهوارههاي هوايي گوگل عايدشان ميشد، خشنود بودند. اما نسل جديدي از مبتكران، رو به رشد مينهادند. كسي نمي دانست كه اگر قرار است همه چيز به گوگل ختم شود، ديگر چرا بايد داستاني در نيويورك تايمز چاپ شود يا فيلمي توسط پارامونت پخش گردد. بنابراين شركت گوگل، يك تعهد و ضمانت همگاني به تمامي نويسندگان و هنرپيشگان ارائه كرد، مبني بر اينكه كارهاي آنان به هيچ طريقي توسط گوگل ويرايش نخواهد شد. البته اضافه شد كه مصرفكنندگان اجازه دارند و ميتوانند هرگونه ويرايش و تغييري را كه بخواهند، انجام دهند. در سال 2020 دو نويسنده اصلي گوگل جايزه پوليتزر را براي گزارشنويسي و داستاننويسي، از آن خود كردند. حامي گوگل روبان جايزه گِرَمي را بريد و مدير گوگل براي بهترين عكس جايزه اسكار گرفت. سناريوي دوم (حدود 2015): گوگل به عنوان اينترنت Wi-Fi مجاني، مدل سريعتري از وب، مرورگر G، چشمانداز انتقال فناوري سه بعدي و همزبان ما. مدت زيادي گوگل تنها يادآور شركتي در دره سيليكون بود. تا حدود سال 2003 وكلاي آن براي استفاده گوگل به عنوان <فعل> مبارزه ميكردند. (بودن يا نبودن گوگل). اما در دهه گذشته، به خصوص در هنگام تولد نسل بعد از ميلنيوم، دنيا با اينترنت، كامپيوتر و تلفنها، در تبادل است. همانند <آن فيلم را در گوگل ديدي؟>، <مي توانم گوگل شما را قرض بگيرم؟> و <آخرين گوگل اين هفته را به من بدهيد.> براي بيشتر اهداف روزانه، گوگل زمينه فناوري را فراهم كرده است؛ شبكههاي ارتباطي و خود اينترنت. شبكه گوگل موجود در همهجا، كه تمام مراكز شهري را در كل دنيا با دسترسي شبكه بيسيم مجاني، سرويسهاي تلفنهاي موبايل و تبليغات محلي (شروع با تجربه سانفرانسيسكو در سال 2007) پوشش ميدهد، تنها شبكه قابل رويت است. در سالهاي اول 2000، گوگل هزاران مايل از كابلهاي فيبرنوري بلااستفاده را ميخريد كه فيبرهاي تاريك ناميده ميشدند. سپس ساخت هزاران پايگاه سرور، فرستادن ميلياردها برنامه خودكاري كه دائماً وب را مرور ميكنند، و مرتبكردن منظمِ مخزن حاوي تمامي اطلاعات قابل جستوجو روي وب، (ابتدا هر هفته، سپس هر روز و هم اكنون هر دقيقه) را آغاز كرد. در نتيجه استفاده از كپيهاي گوگل نسبت به خود وب، بسيار سريعتر و آسانتر شد. اين همان دليل استفاده از مرورگر جي در سال 2008 است (در نظر داشته باشيد كه اين دامنه در سال 2004 ثبت گرديده بود). دسترسي به نسخه گوگل در وب، برخلاف نسخه منسوخ شده مايكروسافت يعني اينترنت اكسپلورر، برتري داشت. مرورگر جي، آينده خوبي هم داشت. مانند مأموريتها، سيستم پرداختهاي ديجيتالي مجاني كه جانشين پرداختهاي روزانه شده بودند (پيوستگي فروشگاههاي مجازي با پايگاه گوگل ) و سرانجام يك سايت قدرتمند حراجي يعني eBay در آستانه ورشكستگي قرارگرفت.