موفقيت پس از كمدي اشتباهات

(1069 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(732 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]

موفقيت پس از كمدي اشتباهات

85/10/25
بسياري روياي كارآفريني در سر دارند. از اين گروه عظيم عده‌اي به رويايشان جامه عمل مي‌پوشانند، از اين عده بسياري شكست مي‌خورند و عده كمي موفق مي‌شوند. حالا سوال اينست كه چرا؟ آيا اين عده اندك اينقدر شانس دارند كه از همان ابتدا موفق هستند و ديگران آنقدر بدشانس هستند كه از همان اول شكست مي‌خورند؟پاسخ اين است كه اصلا اين طور نيست. هيچ كارآفريني از همان ابتدا موفق نيست و شايد همين گروه پولدار و موفق بيش از ديگران شكست خورده باشند. اين دو گروه كارآفرين با هم تفاوت دارند ولي نه از نظر شانس و اقبال بلكه از لحاظ نگرش آنها به شكست و استفاده از شكست. در اين جا از دو كارآفرين صحبت خواهيم كرد كه نمونه‌اي از كارآفرين هاي موفقي هستند كه از شكست‌هايشان، پله‌هاي نردبان موفقيت خود را ساخته‌اند.
جورج و آنا كلارك زن و شوهري هستند كه محصولي نوين ابداع كرده‌اند. آنها 10 سال تلاش كردند تا كسب و كارشان را به اوضاع درخشان كنوني رساندند. پس از 10 سال پرده‌‌هاي ضخيم مشكلات يكي يكي كنار رفتند و اين زوج كارآفرين بارقه‌هايي از موفقيت را به چشم ديدند. كلارك‌ها يك جور نوشيدني لذيذ و دوست داشتني براي كودكان و خانواده‌هايشان توليد كرده‌اند. يك شير كه مثل نوشابه‌هاي گازدار است و طعم خواستني آنها را دارد. در حال حاضر شركت RPM يا شير انرژي‌زا و نشاط‌آور بسيار مشهور و محبوب است و هزاران دانش‌آموز در سراسر ايالات متحده آمريكا طرفدار آن هستند.
جورج 72 ساله مي‌گويد:«خيلي راحت بود كه ميدان را خالي كنيم اما من و همسرم اين كار را بي‌هدف شروع نكرده بوديم و اين نبود كه صرفا براي اين كه كاري كرده باشيم، به اين توليد دست بزنيم. واضح بود كه گروهي هستند كه خريدار كالاي ما باشند و اين يك فرصت بود و ما نمي‌خواستيم اين فرصت را ازدست بدهيم.» و حالا داستان كارآفريني اين زن و شوهر سختكوش و با اراده:
كلارك‌ها در اواسط دهه 90 در شهر برلينگتون در ايالت ماساچوست زندگي مي‌كردند و آرام و خوشحال روزگار مي‌گذراندند. در همان دوران جورج به فكر اين افتاد كه يك نوشيدني براي كودكان توليد كند كه هم مغذي باشد وهم خاصيت‌هاي دلخواه كودكان را داشته باشد يعني خوشمزه و گازدار باشد. جورج يك بيوشيميدان بود و آنا يك پرستار بازنشسته. آنها به دانشگاه «كورنل» رفتند و كار و فرمولاسيون پروژه تازه را آغاز نمودند. نوشيدني آنها با نام e-MOO در 1996 متولد شد.
شايد به نظرتان برسد كه چنين نوشيدني خوشمزه‌اي خيلي زود در بين مردم جا باز كرد و به سرعت به فروش رفت و جورج و آنا كلارك يك شبه پولدار شدند. اگر اين طور فكر كنيد اشتباه كرده‌ايد. آنها نيم ميليون دلار خرج كردند تا اين شيرگازدار و خوشمزه را به مردم شناساندند. كلاركه از اين كه تمامي پس‌اندازشان را خرج كنند ترسي نداشتند اما اين مقدار كافي نبود و اين كارآفرينان به سرمايه بيشتري احتياج داشتند. به همين جهت جورج كلارك سعي كرد با شركتي كه بتواند هزينه اين پروژه را تامين كند، شريك شود. او اين شريك بالقوه را پيدا كرد و پس از مذاكره او را به يك تامين‌ كننده بالفعل تبديل نمود. شركت «آلبانزكريمري» كه در ورمونت واقع شده است، تعهد كرد كه سرمايه توسعه اين پروژه و تبليغات، بازاريابي، بسته‌بندي، پخش، فروش و ديگر كارهاي لازم را تامين كند. اين مديران زيرك به ارزش و پتانسيل درآمدزايي e-MOO پي برده بودند.
اما كمي بعد جورج و آنا كلارك دريافتند كه در همان ابتداي كارشان اشتباه كرده‌اند. آنها سرمايه زيادي را به كار انداخته بودند اما نتوانسته بودند از فروش محصولات آنقدر درآمد كسب كنند كه جوابگوي اين مخارج باشد. e-MOO بازار هدفش را پيدا كرده بود و رسانه‌ها نيز به قدر كافي به آن پرداخته بودند اما عرضه آنها پاسخگوي تفاضاها نبود. قدرت توليد و توزيع ناكافي بود و كمي بعد مردم علاقه‌شان را از دست دادند. روابط عمومي هم ضعيف بود و طرفداران e-MOO ناراضي شدند.
در پاييز سال 2003 شركت مك فارمز توزيع e-MOO را برعهده گرفت و با تعداد زيادي از مدارس شهر نيويورك قرارداد بست تا اين شيرگازدار را براي ناهار اين مدارس تامين كند. طرف‌هاي اين قرارداد تمامي مدارس نيويورك سيتي بودند كه در حدودا 1/1 ميليون دانش‌آموز داشتند. ولي اين پروژه نيز با شكست روبه‌رو شد. آنها در پاييز سال 2004 كارشان را آغاز نمودند اما موفق نشدند اين مقدار شير را توليد كنند و قرارداد پس از چند ماه فسخ شد. جورج مي‌گويد: «يك كمدي اشتباهات بود.» ("كمدي اشتباهات" يكي از نمايشنامه‌هاي شكسپيراست كه شخصيت‌ها مرتبا اشتباهاتي را مرتكب مي‌شوند كه روند داستان را تودرتو و پيچيده مي‌كند. م)
آنا مي‌گويد:«در واقع اين هم يك فرصت بود. ما نتوانستيم e-MOO را به قدر كافي توليد كنيم. من و جورج غمگين و شرمسار بوديم.»
اين زوج كارآفرين از آن كساني نبودند كه با يك ناكامي ميدان را خالي كنند و جا بزنند. آنها عقيده داشتند كه شكست تنها بايد به يك چيز منتهي شود: پيروزي تصميم بر آن شد كه تمامي توان و سرمايه شركت را بر توليد و بالا بردن ظرفيت آن متمركز كنند و كنترل آن را به تمامي در دست گيرند. كلارك‌ها نمي‌خواستند اجازه دهند كه اتفاق نيويورك سيتي دوباره تكرار شود. جورج عقيده دارد: «من و آنا فهميديم كه اگر بخواهيم در كسب و كارمان موفق شويم، بايد با تمام وجود سعي كنيم.» اين كارآفرينان تصميم گرفتند كه به جاي توليد در حجم اندك، سرمايه‌شان را براي ايجاد يك واحد توليدي از خودشان به كار بيندازند.
اين كار در ابتدا بسيار دشوار بود. كلارك‌ها مجبور شدند تمامي كارمندانشان كه تعدادشان هم كم نبود اخراج كنند و فعاليت‌هاي خود را در شهر كوپرزتاون متوقف سازند. علاوه بر اين ديگر براي e-MOO نيز تبليغات و بازاريابي نكردند. اين زوج مي‌خواستند اول مطمئن شوند كه مي‌توانند بين عرضه و تقاضا تعادل برقرار كنند وسپس كالا را معرفي كنند. اگر اين كار را نمي‌كردند، شكست نيويورك سيتي دوباره تكرار مي‌شد. اما در حال حاضر آنا كلارك و جورج كلارك بسيار خوشحال‌تر هستند و به خودشان بيشتر اعتماد دارند. علاوه بر اين مي‌‌گويند كه مي‌توانند قدرتمندانه ظاهر شوند و حتي شكست نيويورك سيتي را جبران كنند. «وقتي كه بتوانيم محصولاتمان را در مناطقي گوناگون و مدارس متعدد عرضه كنيم و نشان دهيم كه ظرفيت توليد بالايي داريم، e-MOO به زودي فراگير خواهيد شد من و همسرم منتظر هستيم كه پاييز سال 2007 هر چه زودتر فرا برسد تا دوباره به نيويورك سيتي باز گرديم و شكوفايي و محبوبيت فوق‌العاده e-MOO را شاهد باشيم.»
By:Sloan Brothers
مترجم: آذين صحابي

  
[ بازگشت به مقالات کارآفرینی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=1022&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=1
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections