
[1]تيغي دو لبه در كمين روان ما
85/10/24
آيا ميدانيد "استرس" چيست؟ در واقع سوال بيهودهايست چرا كه مگر ميشود انسان دنياي مدرن نداند استرس چيست؟! بله استرس يا همان فشار عصبي. شايد خيليها فكر كنند كه اين فشار عصبي فقط «اعصابمان را خورد ميكند» اما اينطور نيست. فشارهاي عصبي شمشيرهايي دو لبه هستند كه يكي به روحمان آسيب ميزند و ديگري جسممان را مجروح ميكند. حتماً ديدهايد كه دانشجويان دانشگاه نزديك امتحانات ميان ترم يا پايان ترم سرما ميخورند يا با شكايت از سردرد و دلدرد به درمانگاه ميروند. يا باز هم حتماً ديدهايد كه وقتي رئيس از شما ميخواهد كه پروژه بزرگي را عرض شش ماه تحويل دهيد تعدادي از همكارانتان مريض ميشوند. عدهاي تصور ميكنند كه آنها خودشان را به مريضي زدهاند كه از زير كار در بروند اما اينطور نيست، آنها به واقع مريضند. خطر فشارهاي عصبي بر بدن، بيشتر از آنست كه فكر ميكنيم!
وقتي كه ما تحت فشار عصبي هستيم، سيستم ايمني بدن تضعيف ميشود و ديگر نميتواند در برابر همان ميكروبهايي كه قبلاً هم در محيط وجود داشتند، مقاومت كند. اما خطر آنقدر هم نيرومند و شكستناپذير نيست. جدي هست اما راههاي زيادي هستند كه ميتوان با استفاده از آنها از بروز اين مشكلات جسمي پيشگيري نمود.
هنگامي كه حس ميكنيد موضوعي ناراحتتان كرده و تمام ذهنتان را اشغال نموده است، نگرانيد و كلافه هستيد،در خانه نمانيد. بيرون برويد و نرمش كنيد. فعاليت فيزيكي يكي از راههايي است كه براي بيرون راندن استرس و نيروهاي مخرب آن از روان و بدن بسيار مفيد است. منظور ما از ورزش اين نيست كه روزي يك ساعت برويد. بلكه يك پيادهروي نيم ساعته كفايت ميكند. پارك محله مكان بسيار خوبيست.
وقتي كه ما مدرسه را تمام ميكنيم و به دانشگاه ميرويم يا وارد كار و تجارت ميشويم، سادهترين عادات زندگي تحصيلي را فراموش ميكنيم و آن عادت خوب چيزي نيست جز "نوشتن" هنگامي كه عصبي، كلافه و بيقرار هستيد، كاغذ و قلمي برداريد و هرچه به ذهنتان ميآيد بنويسيد. ديكته، نقطهگذاري، دستور زبان مهم نيستند. هرچه كه به ذهنتان ميرسد و هرچه آزارتان ميدهد را روي كاغذ بياوريد و تمامي انرژيهاي منفي و مخرب استرس را نثار اين ورقه و كلمات روي آن كنيد. اگر هم كه دوست داريد و حوصله داريد مرتب و منظم كاغذها را پر كنيد. بعضي افراد از نوشتن با خودكار و مداد خوششان نميآيد. اگر از اين دستهايد كامپيوتر وسيله خوبيست. نوشتهها را براي خودتان نگه ميداريد. اگر هم دوست داريد، براي ديگران بفرستيد. وبلاگهاي متعددي هستند كه نويسندگانشان همدرد شمايند و از شدت استرس به نوشتن روي آوردهاند. وقتي كه اين وبلاگها را بخوانيد، ميفهميد كه تنها نيستيد و بسياري مثل شما عصبي و كلافه شدهاند. اگر باور نداريد كه قلمزدن يا تايپ كردن! اينقدر مفيد باشد، ميتوانيد به يك سرگرمي مورد علاقهتان بپردازيد. اگر قبلا سازي مينواختيد دوباره شروع كنيد. اينبار هم لازم نيست كنسرت اجرا كنيد! هر طور كه خواستيد سازتان را نوازش كنيد و هنگامي كه آرام شديد، اگر خواستيد آهنگهاي مورد علاقهتان را اجرا كنيد. اين نكته درباره نقاشي، مجسمهسازي، آواز خواندن يا هر چيزي كه مورد علاقهتان است صدق ميكند.
بعضيها فكر ميكنند كه گريه كردن نشانه ضعف است و با افتخار و صورتي جدي ميگويند كه ما هرگز گريه نميكنيم! اما وقتي كسي در موقعيتهاي سختي كه استرس زيادي را تحميل ميكند، اصلاً اشك نريزيد با مشكل روحي مواجه خواهد شد. نكته ديگر اين كه هر وقت كه احساس كرديد بايد با كس ديگري حرف بزنيد، پيش دوست يا يكي از اعضاي خانوادهتان كه به او نزديكتريد، برويد و مشكلتان را به او بگوييد. حرف زدن با كسي كه حس ميكنيد واقعاً به شما گوش ميدهد، آرامشبخش است. هر چند وقت يك بار گريه كنيد. در واقع گريستن و درد دل كردن با يك دوست، راههايي هستند كه ميتوانيد روح و روانتان را از استرس تخليه كنيد.
تمرينات آرامسازي بدن (relaxation) هم در رهاسازي ذهن و روان از استرس مفيد هستند. تمرينات تنفسي و يوگا و مديتيشن از جمله اين تكنيكها ميباشند.
برخي از افراد با نوشيدن يك فنجان چاي و گفتگو با اعضاي خانوادهشان آرامش مييابند. بعضي ديگر از گوش دادن به موسيقي مورد علاقهشان آرام ميشوند و عدهاي ديگر . . . به عبارتي هر كسي با يك وسيله و تكنيك سازگاري دارد و هر بار كه از آن استفاده ميكند، اضطراب و نگرانيش برطرف ميشود. علاوه بر روشهايي كه ذكر كرديم، راههاي ديگري هم وجود دارند كه مخصوص خود شماست. بگرديد و پيدايشان كنيد. حالا به سراغ چند نكته ميرويم كه با به كارگيريشان ميتوانيد ميزان اين استرس و فشارهاي عصبي را به حداقل برسانيم :
اولين نكته مديريت زمان است. معمولاً اينطور ميگويند كه هرچه افراد مسنتر ميشوند، بيشتر رعايت اين نكته را در نظر دارند. اين گفته در مورد بسياري درست است، در مورد تعداد زيادي هم نه. گاهي اوقات مردم ليست كارهايشان كه كوچك هم نيست را پيش رو ميگذارند و وقت زيادي را براي اولويتبندي آنها و نوشتن چگونگي به انجام رساندنشان صرف ميكنند. همين كار باعث ميشود كه از انجام اين همه تكاليفي كه براي خود رديف كردهاند، باز بمانند. در واقع آنها مدام با خود ميگويند كه بعد از انجام كار شماره يك بايد به سراغ دومي بروند در واقع همواره براي كار بعدي نگرانند و به همين جهت كار اول را سرسري و با عجله تمام ميكنند. پيداست كه با اين تفاسير هيچ يك از اين وظايف تمام و كمال و بينقص انجام نخواهد شد. همين نقايص و اشتباهات هم در پايان كار خالق استرس هستند.
و حالا مسئله دوم. اين مورد را قبلاً هم گفتيم و حالا باز هم يادآور ميشويم. اگر ميخواهيد از زير بار سنگين اين فشارهاي عصبي خلاص شويد، بايد در آخر خودتان و فقط خودتان راهش را پيدا كنيد. بايد بدانيد كدام راه و روش زندگي براي كاهش اين نيروي منفي به درد ميخورند و كدام الگوي زندگي تقويتكننده آن است. بايد تصميم بگيريد كه ميخواهيد سالم باشيد يا نه. اگر جواب مثبت است بايد بدانيد كه تغذيه سالم، خواب كافي ورزش منظم و سيگار نكشيدن ملزومات تحقق اين خواستهاند. روابط شما با خانوادهتان هم عامل بسيار مهمي است. پژوهشها نشان دادهاند كه اشخاصي با روابط خانگي منسجم و مستحكم بهتر ميتوانند در مقابل فشارهاي رواني مقاومت كنند و كمتر به بيماريهاي روانشناختي و روانپزشكي مبتلا ميشوند. و در آخر مهارت حل مسئله خود را تقويت نماييد.
روانشناسان و روانپزشكان درباره استرس بسيار سخن گفتهاند. آنها اظهار ميكنند كه استرس و اضطراب و ناراحتيهاي پس از آن ميتوانند مبناي ژنتيكي داشته باشند، به اين كه خانواده چقدر از شما حمايت عاطفي ميكند، نگرش و ديدگاه خودتان و اين كه چقدر انعطافپذير هستيد، و نحوه مواجهه شما با اين استرس و فشار عصبي و اين كه چقدر طول كشيده باشد، شدت و ضعف اين حالت آزاردهنده را تعيين ميكنند. مشاوران و روانپزشكان نيز منابع درماني خوبي هستند، اگر ديديد كه خودتان نميتوانيد بر فشارهاي عصبي غلبه كنيد، اين اشخاص ميتوانند به شما كمك كنند.
همانطور كه گفتيم استرس تيغ دولبهايست كه در كنار روان، به جسم همزخم ميزند. هرچه كه فشار عصبي بيشتري تحمل كنيد و نتوانيد آن را مديريت كنيد، امكان بيمار شدنتان بالاتر خواهد رفت. بيماريهاي عروق كرونر، آسم و ديابت، زخم معده و سردردهاي مزمن از شايعترين بيماريهايي هستند كه از اين احساس و نشانه آزاردهنده رواني متولد شدهاند. البته بايد به اينها و بسياري بيماريهاي ديگر، اضطراب و اختلالات خلق را نيز اضافه كرد.
وقتي كه بدن و روان ما تحت استرس و فشار عصبي قرار ميگيرد، هورمونهايي ترشح ميشوند كه ضربان قلب و سرعت تنفس ما را بالا ميبرند. سپس بدن خودش را براي دفاع آماده كرده مكانيسم دفاعياش فعال ميشود. گاهي اوقات اين واكنشها غيرمحسوس هستند و گاهي آنقدر شديدند كه خودمان نيز متوجه ميشويم. هرقدر كه اين نيروهاي مخرب قويتر شوند و در دفعات زيادتري حمله كنند، نيروهاي كنترل و مديريت اين آشفتگي دروني هم ضعيفتر ميشوند. چندي بعد فرزندان اين نيروها هم متولد ميشوند و اينجاست كه اگر به خود نياييم و كاري نكنيم، بايد تمامي عمر داروهاي رنگارنگي را نوش جان كنيم كه براي التيام زخمهاي كهنه حاصل از لبه ديگر تيغ تجويز شدهاند.
By : Carl Hampton
مترجم : آذين صحابي